| جمع | weathercocks |
a puff of wind swung the weathercock round.
نسیمی وزید و نشانهگرد را به حرکت درآورد.
It is easy enough to make a stable hovercraft which is capable of "weathercocking" quickly into the wind.
ساخت یک هواپیمای بادی پایدار که بتواند به سرعت در جهت باد قرار گیرد، به آسانی امکان پذیر است.
a puff of wind swung the weathercock round.
نسیمی وزید و نشانهگرد را به حرکت درآورد.
It is easy enough to make a stable hovercraft which is capable of "weathercocking" quickly into the wind.
ساخت یک هواپیمای بادی پایدار که بتواند به سرعت در جهت باد قرار گیرد، به آسانی امکان پذیر است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید