weathercock

[ایالات متحده]/'weðəkɒk/
[بریتانیا]/'wɛðɚkɑk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بادسنج، شخصی که به راحتی نظرات یا رفتارهای خود را تغییر می‌دهد
Word Forms

جملات نمونه

a puff of wind swung the weathercock round.

نسیمی وزید و نشانه‌گرد را به حرکت درآورد.

It is easy enough to make a stable hovercraft which is capable of "weathercocking" quickly into the wind.

ساخت یک هواپیمای بادی پایدار که بتواند به سرعت در جهت باد قرار گیرد، به آسانی امکان پذیر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید