weightlifting

[ایالات متحده]/ˈweɪtˌlɪftɪŋ/
[بریتانیا]/ˈweɪtˌlɪf.tɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ورزش یا فعالیت بلند کردن وزنه‌ها
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

weightlifting training

تمرینات وزنه برداری

weightlifting competition

مسابقه وزنه برداری

weightlifting coach

مربی وزنه برداری

weightlifting program

برنامه وزنه برداری

weightlifting class

کلاس وزنه برداری

weightlifting technique

تکنیک وزنه برداری

weightlifting gear

تجهیزات وزنه برداری

weightlifting workout

تمرین وزنه برداری

weightlifting session

جلسه وزنه برداری

weightlifting athlete

وزنه بردار

جملات نمونه

weightlifting is an excellent way to build muscle.

وزنه‌برداری راهی عالی برای عضله‌سازی است.

many athletes incorporate weightlifting into their training routines.

بسیاری از ورزشکاران وزنه‌برداری را در برنامه‌های تمرینی خود گنجانده‌اند.

he started weightlifting to improve his overall fitness.

او برای بهبود تناسب اندام خود شروع به وزنه‌برداری کرد.

weightlifting can help boost your metabolism.

وزنه‌برداری می‌تواند به افزایش متابولیسم شما کمک کند.

she won a medal in the weightlifting competition.

او در مسابقات وزنه‌برداری مدال گرفت.

proper technique is crucial in weightlifting.

تکنیک مناسب در وزنه‌برداری بسیار مهم است.

weightlifting requires both strength and discipline.

وزنه‌برداری هم به قدرت و هم به انضباط نیاز دارد.

he enjoys weightlifting as part of his fitness journey.

او از وزنه‌برداری به عنوان بخشی از سفر تناسب اندام خود لذت می‌برد.

weightlifting can increase bone density and strength.

وزنه‌برداری می‌تواند چگالی و قدرت استخوان را افزایش دهد.

joining a weightlifting club can provide motivation.

پیوستن به یک باشگاه وزنه‌برداری می‌تواند انگیزه ایجاد کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید