wetly

[ایالات متحده]/wɛtli/
[بریتانیا]/wɛtli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به صورت مرطوب

عبارات و ترکیب‌ها

wetly kissed

ببوسیدنم خیس

wetly painted

نقاشی خیس

wetly embraced

در آغوش خیس

wetly whispered

نجوا خیس

wetly laughed

خنده‌های خیس

wetly danced

رقص خیس

wetly splashed

پاشیده شدن خیس

wetly dripped

چکه خیس

wetly soaked

خیس شده

wetly sighed

نفس خیس

جملات نمونه

the rain fell wetly on the pavement.

باران به صورت شرابی روی پیاده‌رو می‌ریخت.

she kissed him wetly on the cheek.

او او را به صورت شرابی روی گونه‌اش بوسید.

the dog shook itself wetly after swimming.

سگ پس از شنا کردن، خود را به صورت شرابی تکان داد.

he spoke wetly, his voice thick with emotion.

او با صدایی خفه و پر از احساس، به صورت شرابی صحبت کرد.

the ground was wetly saturated after the storm.

زمین پس از طوفان به صورت شرابی اشباع شده بود.

the flowers looked wetly vibrant after the rain.

گل‌ها پس از باران به صورت شرابی زنده و پر جنب و جوش به نظر می‌رسیدند.

he held the book wetly, having just come from the rain.

او کتاب را به صورت شرابی در دست داشت، زیرا تازه از باران آمده بود.

she wiped her wetly hands on a towel.

او دست‌های خیس خود را با حوله‌ای پاک کرد.

the wetly painted walls glistened in the light.

دیوارهای رنگ شده به صورت شرابی در نور می‌درخشیدند.

the child giggled wetly as he splashed in the puddles.

بچه در حالی که در چاله ها آب بازی می‌کرد، با خوشحالی شرابی خندید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید