wetly kissed
ببوسیدنم خیس
wetly painted
نقاشی خیس
wetly embraced
در آغوش خیس
wetly whispered
نجوا خیس
wetly laughed
خندههای خیس
wetly danced
رقص خیس
wetly splashed
پاشیده شدن خیس
wetly dripped
چکه خیس
wetly soaked
خیس شده
wetly sighed
نفس خیس
the rain fell wetly on the pavement.
باران به صورت شرابی روی پیادهرو میریخت.
she kissed him wetly on the cheek.
او او را به صورت شرابی روی گونهاش بوسید.
the dog shook itself wetly after swimming.
سگ پس از شنا کردن، خود را به صورت شرابی تکان داد.
he spoke wetly, his voice thick with emotion.
او با صدایی خفه و پر از احساس، به صورت شرابی صحبت کرد.
the ground was wetly saturated after the storm.
زمین پس از طوفان به صورت شرابی اشباع شده بود.
the flowers looked wetly vibrant after the rain.
گلها پس از باران به صورت شرابی زنده و پر جنب و جوش به نظر میرسیدند.
he held the book wetly, having just come from the rain.
او کتاب را به صورت شرابی در دست داشت، زیرا تازه از باران آمده بود.
she wiped her wetly hands on a towel.
او دستهای خیس خود را با حولهای پاک کرد.
the wetly painted walls glistened in the light.
دیوارهای رنگ شده به صورت شرابی در نور میدرخشیدند.
the child giggled wetly as he splashed in the puddles.
بچه در حالی که در چاله ها آب بازی میکرد، با خوشحالی شرابی خندید.
wetly kissed
ببوسیدنم خیس
wetly painted
نقاشی خیس
wetly embraced
در آغوش خیس
wetly whispered
نجوا خیس
wetly laughed
خندههای خیس
wetly danced
رقص خیس
wetly splashed
پاشیده شدن خیس
wetly dripped
چکه خیس
wetly soaked
خیس شده
wetly sighed
نفس خیس
the rain fell wetly on the pavement.
باران به صورت شرابی روی پیادهرو میریخت.
she kissed him wetly on the cheek.
او او را به صورت شرابی روی گونهاش بوسید.
the dog shook itself wetly after swimming.
سگ پس از شنا کردن، خود را به صورت شرابی تکان داد.
he spoke wetly, his voice thick with emotion.
او با صدایی خفه و پر از احساس، به صورت شرابی صحبت کرد.
the ground was wetly saturated after the storm.
زمین پس از طوفان به صورت شرابی اشباع شده بود.
the flowers looked wetly vibrant after the rain.
گلها پس از باران به صورت شرابی زنده و پر جنب و جوش به نظر میرسیدند.
he held the book wetly, having just come from the rain.
او کتاب را به صورت شرابی در دست داشت، زیرا تازه از باران آمده بود.
she wiped her wetly hands on a towel.
او دستهای خیس خود را با حولهای پاک کرد.
the wetly painted walls glistened in the light.
دیوارهای رنگ شده به صورت شرابی در نور میدرخشیدند.
the child giggled wetly as he splashed in the puddles.
بچه در حالی که در چاله ها آب بازی میکرد، با خوشحالی شرابی خندید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید