whistle

[ایالات متحده]/ˈwɪsl/
[بریتانیا]/ˈwɪsl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صدای تیز ایجاد شده با دمیدن هوا از طریق لب‌های جمع شده؛ صدای سوت قطار یا قایق
vt. ایجاد صدای تیز با دمیدن هوا از طریق لب‌های جمع شده؛ سوت زدن بر روی قطار یا قایق
Word Forms
زمان گذشتهwhistled
شکل سوم شخص مفردwhistles
قسمت سوم فعلwhistled
صفت یا فعل حال استمراریwhistling
جمعwhistles

عبارات و ترکیب‌ها

blow a whistle

دمیدن در سوت

whistle at someone

سوت زدن به کسی

hear a whistle

شنیدن صدای سوت

blow the whistle

دمیدن در سوت

جملات نمونه

He could hear the whistle of the train in the distance.

او می‌توانست صدای سوت قطار را در دوردست بشنود.

She let out a loud whistle to get her friend's attention.

او برای جلب توجه دوستش، سوت بلند کشید.

The referee blew the whistle to start the game.

داور برای شروع بازی سوت زد.

He used a whistle to call his dog back.

او از سوت برای صدا کردن سگش استفاده کرد.

The kettle started to whistle as the water boiled.

وقتی آب جوشید، کتری شروع به سوت کشیدن کرد.

The coach taught the players how to whistle for a play call.

مربی به بازیکنان آموزش داد که چگونه برای اعلام بازی سوت بزنند.

The wind made a haunting whistle as it blew through the trees.

باد در حین وزش از میان درختان، صدایی دلخراش و سوت مانند ایجاد کرد.

She could hear the whistle of the teapot as it boiled on the stove.

او می‌توانست صدای سوت چای‌ساز را بشنود در حالی که روی اجاق گاز می‌جوشید.

He used a whistle to signal the start of the race.

او از سوت برای اعلام شروع مسابقه استفاده کرد.

The lifeguard blew the whistle to warn swimmers of the dangerous currents.

نجات‌گر برای هشدار به شناگران در مورد جریان‌های خطرناک، سوت زد.

نمونه‌های واقعی

So you let Debbie take your whistle?

پس اجازه دادی دبی سوتت را بردارد؟

منبع: Modern Family - Season 07

It's why we can't hear dog whistles.

این دلیل این است که ما نمی توانیم سوت های سگ را بشنویم.

منبع: "BBC Documentary: The Secret Life of Puppies"

And Frank, taking a willow whistle out of his pocket, blew a long note.

و فرانک، سوت نیلوتنی از جیبش بیرون آورد و یک نت طولانی نواخت.

منبع: Original Chinese Language Class in American Elementary Schools

Yeah, and you get a whistle, too.

بله، شما هم یک سوت دریافت می کنید.

منبع: Modern Family - Season 05

Just then a man gave a loud whistle.

در همان لحظه، یک مرد سوت بلندی کشید.

منبع: UK original primary school Chinese language class

He hears the warning whistle like a foghorn.

او صدای سوت هشدار را مانند یک شاخ افشان می شنود.

منبع: A man named Ove decides to die.

'I suppose that you could not possibly whistle, yourself, in your sleep? '

'حدس می زنم که شما نمی توانید حتی در خواب خود سوت بزنید؟'

منبع: The Adventure of the Speckled Band

You created adam Peer as a way to blow the whistle anonymously.

شما آدم پیِر را به عنوان راهی برای سوت زدن به صورت ناشناس ایجاد کردید.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

Blow your whistle and let the game begin, Charley.

سوت خود را بزن و اجازه بده بازی شروع شود، چارلی.

منبع: Little Bear Charlie

The Dwarf gave a low whistle between his teeth.

کوتوله سوت آرامی بین دندان هایش کشید.

منبع: The Chronicles of Narnia: Prince Caspian

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید