winsome

[ایالات متحده]/'wɪns(ə)m/
[بریتانیا]/'wɪnsəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. جذاب; زیبا; دلنشین

عبارات و ترکیب‌ها

winsome smile

لبخند جذاب

winsome personality

شخصیت جذاب

جملات نمونه

She has a winsome smile that lights up the room.

او لبخندی دلربا دارد که فضا را روشن می‌کند.

The winsome puppy wagged its tail eagerly.

سگ بازیگوش با اشتیاق، دم خود را تکان داد.

He used his winsome charm to win over the crowd.

او از جذابیت دلربای خود برای جلب نظر جمعیت استفاده کرد.

The winsome child greeted everyone with a hug.

کودک دلربا با خوشحالی همه را در آغوش گرفت.

The winsome melody brought tears to her eyes.

آهنگ دلربا باعث شد اشک در چشمانش حلقه بزند.

Her winsome personality made her popular among her peers.

شخصیت دلربای او باعث محبوبیتش در بین همسالانش شد.

The winsome couple danced gracefully under the moonlight.

زوج دلربا به زیبایی زیر نور ماه رقصیدند.

The winsome kitten purred contentedly in her lap.

گربه кот بازیگوش با رضایت در دامنش غرغر کرد.

His winsome innocence charmed even the toughest critics.

معصومیت دلربای او حتی منتقدان سخت‌گیر را نیز مجذوب خود کرد.

The winsome painting captured the beauty of the countryside.

تابلوی دلربا زیبایی‌های روستا را به تصویر کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید