wobbles

[ایالات متحده]/ˈwɒb.əlz/
[بریتانیا]/ˈwɑː.bəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حرکات ناپایدار یا لرزان
v. به طور ناپایدار از طرفی به طرف دیگر حرکت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

table wobbles

میز به لرزه می‌افتد

baby wobbles

نوزاد به لرزه می‌افتد

wheel wobbles

چرخ به لرزه می‌افتد

camera wobbles

دوربین به لرزه می‌افتد

body wobbles

بدن به لرزه می‌افتد

mind wobbles

ذهن به لرزه می‌افتد

balance wobbles

تعادل به لرزه می‌افتد

line wobbles

خط به لرزه می‌افتد

structure wobbles

ساختار به لرزه می‌افتد

path wobbles

مسیر به لرزه می‌افتد

جملات نمونه

the table wobbles when you put weight on it.

وقتی روی آن وزن می‌گذارید، میز می‌لرزد.

he wobbles on his bike because he is still learning.

او به دلیل اینکه هنوز در حال یادگیری است، در حالی که سوار دوچرخه است، می‌لرزد.

the jelly wobbles as i move the plate.

همانطور که بشقاب را حرکت می‌دهم، ژله می‌لرزد.

she wobbles when she walks in high heels.

وقتی با پاشنه بلند راه می‌رود، می‌لرزد.

the toddler wobbles as he takes his first steps.

همانطور که اولین قدم‌هایش را برمی‌دارد، کودک نوپا می‌لرزد.

the tower wobbles in the strong wind.

برج در باد شدید می‌لرزد.

my phone wobbles on the edge of the table.

گوشی من در لبه میز می‌لرزد.

he wobbles his way through the crowd.

او با لرزش از میان جمعیت عبور می‌کند.

the sign wobbles in the breeze.

تابلو در نسیم وزان می‌لرزد.

the cake wobbles when i touch it.

وقتی به آن دست می‌زنم، کیک می‌لرزد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید