woodcutting

[ایالات متحده]/ˈwʊdˌkʌtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈwʊdˌkʌtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به کنده‌کاری چوب یا قطع درختان
n. فعالیت قطع درختان یا کنده‌کاری چوب
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

woodcutting tools

ابزارهای کنده کاری

woodcutting techniques

تکنیک‌های کنده کاری

woodcutting skills

مهارت‌های کنده کاری

woodcutting workshop

کارگاه کنده کاری

woodcutting safety

ایمنی کنده کاری

woodcutting project

پروژه کنده کاری

woodcutting competition

مسابقه کنده کاری

woodcutting equipment

تجهیزات کنده کاری

woodcutting methods

روش‌های کنده کاری

woodcutting patterns

الگوهای کنده کاری

جملات نمونه

woodcutting is an essential skill for survival in the wilderness.

حکاکی چوب یک مهارت ضروری برای بقا در طبیعت وحشی است.

he enjoys woodcutting as a way to relax on weekends.

او از حکاکی چوب به عنوان راهی برای آرامش در آخر هفته ها لذت می برد.

many people take woodcutting classes to learn the craft.

بسیاری از مردم در کلاس های حکاکی چوب شرکت می کنند تا این هنر را بیاموزند.

woodcutting requires both strength and precision.

حکاکی چوب هم به قدرت و هم به دقت نیاز دارد.

she uses a variety of tools for woodcutting projects.

او از ابزارهای مختلف برای پروژه های حکاکی چوب استفاده می کند.

safety precautions are important in woodcutting activities.

رعایت نکات ایمنی در فعالیت های حکاکی چوب مهم است.

woodcutting can be a rewarding hobby for many.

حکاکی چوب می تواند یک سرگرمی ارزشمند برای بسیاری باشد.

he learned woodcutting from his grandfather, who was a carpenter.

او حکاکی چوب را از پدربزرگ خود یاد گرفت که یک چوبساز بود.

woodcutting techniques have evolved over the years.

تکنیک های حکاکی چوب در طول سال ها تکامل یافته اند.

participating in woodcutting events can foster community spirit.

شرکت در رویدادهای حکاکی چوب می تواند روحیه جامعه را تقویت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید