workroom

[ایالات متحده]/'wɜːkruːm/
[بریتانیا]/'wɝkrum/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. استودیو؛ کارگاه
Word Forms
جمعworkrooms

جملات نمونه

She spent hours in her workroom designing new clothes.

او ساعت‌ها در اتاق کار خود به طراحی لباس‌های جدید می‌پرداخت.

The workroom was filled with the sound of sewing machines.

اتاق کار با صدای چرخ‌های خیاطی پر شده بود.

He organized his tools neatly in the workroom.

او ابزارهای خود را به طور مرتب در اتاق کار مرتب کرد.

The workroom is where all the magic happens.

اتاق کار جایی است که تمام جادو اتفاق می‌افتد.

She transformed the spare room into a cozy workroom.

او اتاق اضافی را به یک اتاق کار دنج تبدیل کرد.

The workroom is equipped with all the necessary supplies.

اتاق کار مجهز به تمام لوازم مورد نیاز است.

He retreated to his workroom to focus on his latest project.

او برای تمرکز بر آخرین پروژه خود به اتاق کارش پناه برد.

The workroom smelled of fresh paint and creativity.

اتاق کار بوی رنگ تازه و خلاقیت می‌داد.

She set up a small workroom in the corner of her bedroom.

او یک اتاق کار کوچک در گوشه اتاق خواب خود راه اندازی کرد.

The workroom was a hub of activity as deadlines approached.

با نزدیک شدن به مهلت‌ها، اتاق کار به مرکز فعالیت تبدیل شد.

نمونه‌های واقعی

After the doctor had gone, Sue went into the workroom and cried. Then she came into Johnsy's room with her drawing board, whistling.

پس از خروج دکتر، سو وارد اتاق کار شد و گریه کرد. سپس با تخته طراحی‌اش و با حالتی سوت‌زن وارد اتاق جانسی شد.

منبع: Oxford Shanghai Edition High School English Grade 12 Second Semester

It reminded her of the place where she had learned it all—there was always many of them in the workrooms there.

این موضوع او را به مکانی که همه چیز را در آنجا آموخته بود، یادآوری کرد - همیشه بسیاری از آنها در آن اتاق‌های کار وجود داشتند.

منبع: The Growth of the Earth (Part 1)

And they didn't seem like they were visibly upset or in shock, and so I walked into the building, right into our workroom, and I cried.

و به نظر نمی‌رسید که آنها به وضوح مضطرب یا شوکه شده باشند، بنابراین وارد ساختمان شدم، درست به سمت اتاق کارمان، و من گریه کردم.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

" Mademoiselle Vadon, " said she, in an irritated voice, " you didn't return the pattern of that mantle to the workroom yesterday, it seems" ?

" مادمازل وادون،" او با لحنی آزرده گفت: " دیروز الگوی آن شومینه را به اتاق کار بازنگرداندید، به نظر می‌رسد؟"

منبع: Women’s Paradise (Part 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید