worshipers

[ایالات متحده]/ˈwɜːʃɪpəz/
[بریتانیا]/ˈwɜrʃɪpərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که احترام و عشق به یک خدا را نشان می‌دهند

عبارات و ترکیب‌ها

devoted worshipers

شیفتگان مذهبی

faithful worshipers

شیعیان وفادار

religious worshipers

شیعیان مذهبی

silent worshipers

شیعیان ساکت

dedicated worshipers

شیعیان متعهد

local worshipers

شیعیان محلی

ancient worshipers

شیعیان باستانی

new worshipers

شیعیان جدید

seasoned worshipers

شیعیان باتجربه

spiritual worshipers

شیعیان معنوی

جملات نمونه

the worshipers gathered in the temple to pray.

مریدان در معبد گرد هم آمدند تا دعا کنند.

many worshipers attended the festival last night.

بسیاری از مریدان شب گذشته در جشنواره شرکت کردند.

the worshipers sang hymns during the service.

مریدان در طول مراسم سرودهای مذهبی خواندند.

worshipers from different backgrounds came together.

مریدانی از پیشینه‌های مختلف گرد هم آمدند.

the worshipers lit candles to honor their deities.

مریدان شمع روشن کردند تا خدايان خود را تجليل کنند.

worshipers often express their gratitude through offerings.

مریدان اغلب قدردانی خود را از طریق نذورات ابراز می کنند.

some worshipers travel long distances to attend ceremonies.

برخی از مریدان مسافت‌های طولانی را برای شرکت در مراسم طی می‌کنند.

the worshipers formed a circle for the ritual.

مریدان برای انجام مراسم یک دایره تشکیل دادند.

worshipers are encouraged to participate actively in community events.

از مریدان تشویق می شود که به طور فعال در رویدادهای جامعه شرکت کنند.

the temple was filled with worshipers on the holy day.

در روز مقدس معبد پر از مریدان بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید