wringings

[ایالات متحده]/ˈrɪŋɪŋz/
[بریتانیا]/ˈrɪŋɪŋz/

ترجمه

v. چرخاندن و فشار دادن برای استخراج مایع؛ به دست آوردن با زور یا فشار
n. عمل چرخاندن یا فشار دادن؛ یک حس دردناک پیچ خوردن یا گرفتگی

جملات نمونه

his hands' constant wringings revealed the depth of his anxiety during the difficult negotiation.

دستمال بازی مداوم او نشان دهنده عمق اضطرابش در طول مذاکرات دشوار بود.

the novel explores the emotional wringings of a family torn apart by political persecution.

این رمان به بررسی رنجش‌های عاطفی یک خانواده می‌پردازد که توسط آزار و اذیت سیاسی از هم جدا شده‌اند.

her artistic wringings captured the suffering of the oppressed withraw striking authenticity.

رنجش‌های هنری او رنج کشیدگان را با اصالت و تاثیرگذاری چشمگیری به تصویر می‌کشید.

the philosopher's spiritual wringings led him to question the very nature of reality itself.

رنجش‌های معنوی فیلسوف او را به این فکر واداشت که ذات واقعیت چیست.

through her dance, she conveyed the profound wringings of grief and eventual redemption.

از طریق رقص خود، او رنجش‌های عمیق اندوه و رستگاری نهایی را منتقل کرد.

the documentary examines the psychological wringings of soldiers returning from prolonged conflict.

این مستند به بررسی رنجش‌های روانشناختی سربازانی می‌پردازد که از درگیری‌های طولانی مدت بازگشته‌اند.

his literary wringings about love and loss have moved countless readers over the decades.

رنجش‌های ادبی او در مورد عشق و از دست دادن، در طول دهه‌ها، خوانندگان بسیاری را تحت تاثیر قرار داده است.

the political wringings of the revolution forever changed the social fabric of the nation.

رنجش‌های سیاسی انقلاب، تار و پود اجتماعی کشور را برای همیشه تغییر داد.

we observed the physical wringings of the marathon runner as she approached the devastating finish.

ما شاهد رنجش‌های جسمی دونده ماراتن در حالی که به خط پایان ویرانگر نزدیک می‌شد، بودیم.

the poet's introspective wringings reveal a tormented soul searching for inner peace.

رنجش‌های درون‌نگرانه شاعر، روحی آشفته را که به دنبال آرامش درونی است، نشان می‌دهد.

her autobiographical wringings expose the harsh realities of growing up in poverty.

رنجش‌های خودنویس او، واقعیت‌های سخت بزرگ شدن در فقر را نشان می‌دهد.

the crisis triggered existential wringings among the survivors questioning the meaning of life.

بحران، رنجش‌های وجودی را در میان بازماندگان ایجاد کرد و آن‌ها را به این فکر واداشت که معنای زندگی چیست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید