wrongnesses

[ایالات متحده]/ˈrɒŋnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈrɔːŋnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت اشتباه بودن

عبارات و ترکیب‌ها

moral wrongnesses

اشتباهات اخلاقی

social wrongnesses

اشتباهات اجتماعی

ethical wrongnesses

اشتباهات اخلاقی

legal wrongnesses

اشتباهات قانونی

personal wrongnesses

اشتباهات شخصی

cultural wrongnesses

اشتباهات فرهنگی

systemic wrongnesses

اشتباهات سیستمی

perceived wrongnesses

اشتباهات درک شده

institutional wrongnesses

اشتباهات سازمانی

philosophical wrongnesses

اشتباهات فلسفی

جملات نمونه

we must address the wrongnesses in our society.

ما باید به اشتباهات در جامعه خود رسیدگی کنیم.

the wrongnesses of his actions were evident to everyone.

اشتباهات اعمال او برای همه آشکار بود.

she pointed out the wrongnesses in the report.

او به اشتباهات در گزارش اشاره کرد.

his wrongnesses were often overlooked by his friends.

اشتباهات او اغلب توسط دوستانش نادیده گرفته می شد.

understanding the wrongnesses in our beliefs is crucial.

درک اشتباهات در باورهای ما بسیار مهم است.

the wrongnesses of the past should not be repeated.

اشتباهات گذشته نباید تکرار شوند.

she was aware of the wrongnesses in her judgment.

او از اشتباهات در قضاوت خود آگاه بود.

we need to correct the wrongnesses in our procedures.

ما باید اشتباهات در رویه های خود را اصلاح کنیم.

his wrongnesses led to serious consequences.

اشتباهات او منجر به عواقب جدی شد.

identifying wrongnesses in our systems can improve efficiency.

شناسایی اشتباهات در سیستم های ما می تواند کارایی را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید