wrongs

[ایالات متحده]/rɒŋz/
[بریتانیا]/rɔŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور ناعادلانه یا نادرست رفتار کردن
n. جنایات یا اقدامات ناعادلانه

عبارات و ترکیب‌ها

righting wrongs

اصلاح اشتباهات

wrongs and rights

اشتباهات و حقوق

wrongs to right

اشتباهاتی که باید اصلاح شوند

wrongs are wrongs

اشتباهات، اشتباه هستند

right the wrongs

اشتباهات را اصلاح کن

wrongs of history

اشتباهات تاریخی

forgive the wrongs

اشتباهات را ببخش

acknowledge wrongs

اشتباهات را تصدیق کن

expose the wrongs

اشتباهات را آشکار کن

discuss the wrongs

در مورد اشتباهات بحث کن

جملات نمونه

we all make wrongs sometimes.

همه ما گاهی اوقات اشتباه می‌کنیم.

learning from our wrongs is important.

یادگیری از اشتباهاتمان مهم است.

he admitted his wrongs and apologized.

او اشتباهات خود را پذیرفت و عذرخواهی کرد.

it's easy to point out others' wrongs.

اشاره به اشتباهات دیگران آسان است.

we should focus on correcting our wrongs.

ما باید بر اصلاح اشتباهات خود تمرکز کنیم.

she learned from her past wrongs.

او از اشتباهات گذشته خود درس گرفت.

everyone has their own wrongs to bear.

هر کسی اشتباهات خود را برای تحمل دارد.

he is trying to make up for his wrongs.

او سعی می‌کند برای جبران اشتباهاتش تلاش کند.

admitting your wrongs is a sign of maturity.

پذیرش اشتباهات شما نشانه ای از بلوغ است.

we should learn to forgive others' wrongs.

ما باید یاد بگیریم که اشتباهات دیگران را ببخشیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید