xerotolerant

[ایالات متحده]/zɪəˈrəʊtɒlərənt/
[بریتانیا]/zɪˈroʊtɑːlərənt/

ترجمه

adj. توانایی تحمل شرایط خشک را دارد؛ توصیف سازگانی که می‌توانند در محیط‌هایی با دسترسی پایین به آب زنده بمانند و به خوبی رشد کنند.

عبارات و ترکیب‌ها

xerotolerant bacteria

باکتری‌های تحمل‌کننده خشکی

xerotolerant organisms

سازمان‌های تحمل‌کننده خشکی

xerotolerant species

گونه‌های تحمل‌کننده خشکی

xerotolerant fungi

فونگی‌های تحمل‌کننده خشکی

xerotolerant yeasts

خمیرهای تحمل‌کننده خشکی

highly xerotolerant

بسیار تحمل‌کننده خشکی

xerotolerant strains

جنس‌های تحمل‌کننده خشکی

xerotolerant microbes

میکروارگانیسم‌های تحمل‌کننده خشکی

xerotolerant archaea

آرکی‌های تحمل‌کننده خشکی

xerotolerant microbes exhibit

میکروارگانیسم‌های تحمل‌کننده خشکی نشان می‌دهند

جملات نمونه

xerotolerant bacteria can survive in extremely dry environments.

باکتری‌های خشک‌تحمل‌کننده می‌توانند در محیط‌های بسیار خشک زنده بمانند.

scientists discovered a new xerotolerant species in the desert.

دانشمندان یک گونه جدید خشک‌تحمل‌کننده را در صحرا کشف کردند.

xerotolerant microorganisms play important roles in soil ecosystems.

میکروارگانیسم‌های خشک‌تحمل‌کننده نقش‌های مهمی در اکوسیستم‌های خاک ایفا می‌کنند.

these xerotolerant fungi can grow without water for months.

این قارچ‌های خشک‌تحمل‌کننده می‌توانند به مدت ماه‌ها بدون آب رشد کنند.

xerotolerant organisms have adapted to survive harsh conditions.

سازگاری‌هایی برای زنده ماندن در شرایط سخت در سازمان‌های خشک‌تحمل‌کننده ایجاد شده است.

researchers are studying xerotolerant yeasts for industrial applications.

پژوهشگران گونه‌های خشک‌تحمل‌کننده را برای کاربردهای صنعتی مورد مطالعه قرار می‌دهند.

xerotolerant extremophiles can tolerate both drought and high temperatures.

极端耐旱生物能够同时耐受干旱和高温。

some xerotolerant halophiles thrive in salty, dry habitats.

برخی از گونه‌های خشک‌تحمل‌کننده نم‌خوار در محیط‌های نمکی و خشک به خوبی رشد می‌کنند.

xerotolerant strains are being tested for bioremediation purposes.

این جنس‌های خشک‌تحمل‌کننده برای اهداف ترمیم زیستی آزمایش می‌شوند.

these xerotolerant communities have unique metabolic adaptations.

این جوامع خشک‌تحمل‌کننده سازگاری‌های متابولیک منحصر به فردی دارند.

desert ecosystems rely heavily on xerotolerant organisms for survival.

ایکوسیستم‌های صحرا به طور چشمگیری به سازمان‌های خشک‌تحمل‌کننده برای زنده ماندن وابسته‌اند.

xerotolerant bacteria contribute significantly to nutrient cycling.

باکتری‌های خشک‌تحمل‌کننده به طور قابل توجهی در چرخه‌های تغذیه شرکت می‌کنند.

the xerotolerant habitat supports diverse microbial life.

محیط خشک‌تحمل‌کننده حیات میکروبی متنوعی را حمایت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید