she turned 27 years old last sunday and celebrated with a big party.
او در روز یکشنبه گذشته ۲۷ سالگی خود را گذشت و با یک پارتو بزرگ جشن گرفت.
the temperature dropped to 27 degrees fahrenheit last night, which is quite cold.
دما در شب گذشته به ۲۷ درجه فارنهایت کاهش یافت که خیلی سرد است.
my brother has been working at the company for 27 months now.
برادر من از ۲۷ ماه پیش در این شرکت کار می کند.
the new employee is only 27 and already managing a small team.
کارمند جدید تنها ۲۷ ساله است و قبلاً یک تیم کوچک را مدیریت می کند.
we need exactly 27 chairs for the conference room seating arrangement.
ما به طور دقیق ۲۷ صندلی برای چیدمان صندلی های اتاق کنفرانس نیاز داریم.
the research project lasted for 27 weeks before completion.
پروژه تحقیقاتی ۲۷ هفته به طول انجامید تا به پایان برسد.
she bought 27 books from the online store last month.
او ماه گذشته ۲۷ کتاب از فروشگاه آنلاین خرید.
the football team has won 27 games this season so far.
تیم فوتبال تاکنون در این فصل ۲۷ بازی را برنده شده است.
there are 27 students enrolled in the advanced chemistry class.
۲۷ دانشجو در کلاس شیمی پیشرفته ثبت نام کرده اند.
the restaurant can accommodate 27 guests at maximum capacity.
این رستوران در ظرفیت حداکثری ۲۷ مهمان را جای دادن می کند.
he has visited 27 different countries during his travels.
او در سفرهای خود ۲۷ کشور مختلف را بازدید کرده است.
the package was delivered after 27 days of shipping.
پیکربندی پس از ۲۷ روز ارسال تحویل داده شد.
our sales have increased by 27 percent compared to last quarter.
فروش ما نسبت به چهارمین فصل گذشته ۲۷ درصد افزایش یافته است.
she turned 27 years old last sunday and celebrated with a big party.
او در روز یکشنبه گذشته ۲۷ سالگی خود را گذشت و با یک پارتو بزرگ جشن گرفت.
the temperature dropped to 27 degrees fahrenheit last night, which is quite cold.
دما در شب گذشته به ۲۷ درجه فارنهایت کاهش یافت که خیلی سرد است.
my brother has been working at the company for 27 months now.
برادر من از ۲۷ ماه پیش در این شرکت کار می کند.
the new employee is only 27 and already managing a small team.
کارمند جدید تنها ۲۷ ساله است و قبلاً یک تیم کوچک را مدیریت می کند.
we need exactly 27 chairs for the conference room seating arrangement.
ما به طور دقیق ۲۷ صندلی برای چیدمان صندلی های اتاق کنفرانس نیاز داریم.
the research project lasted for 27 weeks before completion.
پروژه تحقیقاتی ۲۷ هفته به طول انجامید تا به پایان برسد.
she bought 27 books from the online store last month.
او ماه گذشته ۲۷ کتاب از فروشگاه آنلاین خرید.
the football team has won 27 games this season so far.
تیم فوتبال تاکنون در این فصل ۲۷ بازی را برنده شده است.
there are 27 students enrolled in the advanced chemistry class.
۲۷ دانشجو در کلاس شیمی پیشرفته ثبت نام کرده اند.
the restaurant can accommodate 27 guests at maximum capacity.
این رستوران در ظرفیت حداکثری ۲۷ مهمان را جای دادن می کند.
he has visited 27 different countries during his travels.
او در سفرهای خود ۲۷ کشور مختلف را بازدید کرده است.
the package was delivered after 27 days of shipping.
پیکربندی پس از ۲۷ روز ارسال تحویل داده شد.
our sales have increased by 27 percent compared to last quarter.
فروش ما نسبت به چهارمین فصل گذشته ۲۷ درصد افزایش یافته است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید