| جمع | yelpings |
yelping dog
سگ در حال پارس کردن
yelping child
کودک در حال پارس کردن
yelping noise
صدای پارس کردن
yelping sound
صدای پارس کردن
yelping puppy
سگ بچه در حال پارس کردن
yelping bird
پرنده در حال پارس کردن
yelping protest
اعتراض در حال پارس کردن
yelping crowd
جمعیت در حال پارس کردن
yelping voice
صدای پارس کردن
yelping reaction
واکنش در حال پارس کردن
the puppy was yelping in pain after stepping on a thorn.
سگ کوچولو بعد از لگد زدن به خار، با درد زوزه میکشید.
i could hear the yelping of the dogs from the backyard.
من میتوانستم زوزه سگها را از حیاط پشتی بشنوم.
she tried to calm the yelping child in the store.
او سعی کرد کودک زوزه کشنده را در مغازه آرام کند.
the yelping sound attracted the attention of the neighbors.
صدای زوزه توجه همسایهها را جلب کرد.
yelping excitedly, the dog ran to greet its owner.
با ذوق و شوق زوزه میکشید، سگ برای خوشامدگویی به صاحبش دوید.
after the accident, the yelping was heard for miles.
پس از حادثه، زوزه برای مایلها شنیده میشد.
the yelping of the injured animal was heartbreaking.
زوزه حیوان زخمی قلب را شکست.
he couldn't sleep with all the yelping outside.
او نمیتوانست با تمام زوزههای بیرون بخوابد.
yelping with joy, the children ran to the playground.
با خوشحالی زوزه میکشیدند، بچهها به سمت زمین بازی دویدند.
we heard yelping as the fireworks started in the distance.
ما زوزه شنیدیم وقتی که آتشبازی از دور شروع شد.
yelping dog
سگ در حال پارس کردن
yelping child
کودک در حال پارس کردن
yelping noise
صدای پارس کردن
yelping sound
صدای پارس کردن
yelping puppy
سگ بچه در حال پارس کردن
yelping bird
پرنده در حال پارس کردن
yelping protest
اعتراض در حال پارس کردن
yelping crowd
جمعیت در حال پارس کردن
yelping voice
صدای پارس کردن
yelping reaction
واکنش در حال پارس کردن
the puppy was yelping in pain after stepping on a thorn.
سگ کوچولو بعد از لگد زدن به خار، با درد زوزه میکشید.
i could hear the yelping of the dogs from the backyard.
من میتوانستم زوزه سگها را از حیاط پشتی بشنوم.
she tried to calm the yelping child in the store.
او سعی کرد کودک زوزه کشنده را در مغازه آرام کند.
the yelping sound attracted the attention of the neighbors.
صدای زوزه توجه همسایهها را جلب کرد.
yelping excitedly, the dog ran to greet its owner.
با ذوق و شوق زوزه میکشید، سگ برای خوشامدگویی به صاحبش دوید.
after the accident, the yelping was heard for miles.
پس از حادثه، زوزه برای مایلها شنیده میشد.
the yelping of the injured animal was heartbreaking.
زوزه حیوان زخمی قلب را شکست.
he couldn't sleep with all the yelping outside.
او نمیتوانست با تمام زوزههای بیرون بخوابد.
yelping with joy, the children ran to the playground.
با خوشحالی زوزه میکشیدند، بچهها به سمت زمین بازی دویدند.
we heard yelping as the fireworks started in the distance.
ما زوزه شنیدیم وقتی که آتشبازی از دور شروع شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید