yogis

[ایالات متحده]/ˈjəʊɡiːz/
[بریتانیا]/ˈjoʊɡiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک عمل‌گرا یا پیرو یوگا؛ یک شخص متفکر یا عرفانی؛ (Yogi) یک نام شخصی؛ (بریتانیا، اندونزی) Yogi

عبارات و ترکیب‌ها

yogis practice

تمرین‌های یوگی

yogis retreat

بازنشستگی یوگی

yogis community

جامعه یوگی

yogis lifestyle

سبک زندگی یوگی

yogis workshop

کارگاه یوگی

yogis philosophy

فلسفه یوگی

yogis training

آموزش یوگی

yogis journey

سفر یوگی

yogis meditation

مدیتیشن یوگی

جملات نمونه

many yogis practice meditation daily.

بسیاری از یوغی ها به طور روزانه مدیتیشن انجام می دهند.

yogis often emphasize the importance of breath control.

یوغی ها اغلب بر اهمیت کنترل تنفس تاکید می کنند.

some yogis prefer practicing in nature.

برخی از یوغی ها ترجیح می دهند در طبیعت تمرین کنند.

yogis believe in the connection between mind and body.

یوغی ها به ارتباط بین ذهن و بدن اعتقاد دارند.

many yogis follow a vegetarian diet.

بسیاری از یوغی ها یک رژیم غذایی گیاهخواری را دنبال می کنند.

yogis often attend retreats to deepen their practice.

یوغی ها اغلب برای تعمیق تمرین خود در اردوگاه ها شرکت می کنند.

some yogis specialize in teaching yoga to beginners.

برخی از یوغی ها در آموزش یوگا به مبتدیان تخصص دارند.

yogis use various props to enhance their practice.

یوغی ها از وسایل مختلف برای بهبود تمرین خود استفاده می کنند.

many yogis find peace through their practice.

بسیاری از یوغی ها از طریق تمرین خود آرامش می یابند.

yogis often share their experiences in workshops.

یوغی ها اغلب تجربیات خود را در کارگاه ها به اشتراک می گذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید