zonary

[ایالات متحده]/ˈzəʊnəri/
[بریتانیا]/ˈzoʊnəri/

ترجمه

adj. کمربندی; نواردار; مربوط به یک ناحیه

عبارات و ترکیب‌ها

zonary system

سیستم منطقه‌ای

zonary area

منطقه منطقه‌ای

zonary boundary

مرز منطقه‌ای

zonary division

تقسیم‌بندی منطقه‌ای

zonary classification

طبقه‌بندی منطقه‌ای

zonary model

مدل منطقه‌ای

zonary network

شبکه منطقه‌ای

zonary map

نقشه منطقه‌ای

zonary region

منطقه منطقه‌ای

zonary concept

مفهوم منطقه‌ای

جملات نمونه

the zonary region is crucial for biodiversity.

منطقه زوناری برای تنوع زیستی بسیار مهم است.

researchers study zonary patterns in animal behavior.

محققان الگوهای زوناری را در رفتار حیوانات مطالعه می‌کنند.

the zonary distribution of species is fascinating.

توزیع زوناری گونه‌ها جذاب است.

understanding zonary ecosystems helps conservation efforts.

درک اکوسیستم‌های زوناری به تلاش‌های حفاظتی کمک می‌کند.

zonary habitats provide unique environmental conditions.

زیستگاه‌های زوناری شرایط محیطی منحصر به فردی را فراهم می‌کنند.

the zonary climate influences the local flora.

آب و هوای زوناری بر گیاهان محلی تأثیر می‌گذارد.

many species adapt to zonary changes over time.

بسیاری از گونه‌ها با گذشت زمان به تغییرات زوناری سازگار می‌شوند.

scientists classify organisms based on zonary characteristics.

دانشمندان بر اساس ویژگی‌های زوناری، ارگانیسم‌ها را طبقه‌بندی می‌کنند.

the zonary approach to agriculture can enhance yields.

رویکرد زوناری در کشاورزی می‌تواند عملکرد را افزایش دهد.

climate change affects zonary distributions across the globe.

تغییرات آب و هوایی بر توزیع‌های زوناری در سراسر جهان تأثیر می‌گذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید