anatolian

[ایالات متحده]/ænəˈtɒliən/
[بریتانیا]/ˌænəˈtoʊliən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مربوط به یا ناشی از آناتولی، یک منطقه تاریخی در آسیای صغیر که اکنون بیشتر آن بخشی از ترکیه است.

جملات نمونه

the anatolian shepherd dog is known for its loyalty and intelligence.

سگ چوپان آناتولی به دلیل وفاداری و هوش خود شناخته شده است.

the ancient anatolian civilization flourished in what is now turkey.

تمدن باستانی آناتولی در آنچه اکنون ترکیه است، رونق داشت.

his interest in anatolian history began with a visit to ephesus.

علاقه او به تاریخ آناتولی با بازدید از افسوس آغاز شد.

the anatolian plateau is a region of diverse landscapes and climates.

دشت آناتولی منطقه‌ای با چشم‌اندازها و آب‌وهوای متنوع است.

archaeologists continue to uncover fascinating artifacts from the anatolian past.

باستان‌شناسان همچنان به کشف آثار باستانی جالب از دوران آناتولی ادامه می‌دهند.

anatolian rugs are renowned for their intricate designs and vibrant colors.

فرش‌های آناتولی به دلیل طرح‌های پیچیده و رنگ‌های زنده خود مشهور هستند.

the anatolian languages are a branch of the indo-european language family.

زبان‌های آناتولی شاخه‌ای از خانواده زبان‌های هندواروپایی هستند.

he studied the ancient anatolian myths and legends in his spare time.

او در اوقات فراغت خود به مطالعه اساطیر و افسانه‌های باستانی آناتولی پرداخت.

the anatolian region has a rich cultural heritage that spans millennia.

منطقه آناتولی دارای میراث فرهنگی غنی است که به هزاران سال می‌رسد.

anatolian cuisine is known for its flavorful dishes and use of fresh ingredients.

آشپزی آناتولی به دلیل غذاهای خوشمزه و استفاده از مواد تازه خود شناخته شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید