bolsheviks

[ایالات متحده]/bɒlˈʃɛvɪks/
[بریتانیا]/bɑːlˈʃɛvɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اعضای حزب بولشویک سیاسی در روسیه، به ویژه در طول انقلاب روسیه (1917).

جملات نمونه

the bolsheviks led the russian revolution in 1917.

بُلشوی‌ها انقلاب روسیه را در سال 1917 رهبری کردند.

many people supported the bolsheviks during the civil war.

بسیاری از مردم در طول جنگ داخلی از بلشویک‌ها حمایت کردند.

the bolsheviks promised peace, land, and bread.

بلشویک‌ها صلح، زمین و نان را وعده داده بودند.

lenin was a prominent leader of the bolsheviks.

لنین یک رهبر برجسته بلشویک‌ها بود.

the bolsheviks established a one-party state in russia.

بلشویک‌ها یک دولت یک‌حزبی در روسیه ایجاد کردند.

after the revolution, the bolsheviks faced many challenges.

پس از انقلاب، بلشویک‌ها با چالش‌های زیادی روبرو شدند.

the ideology of the bolsheviks was rooted in marxism.

ایدئولوژی بلشویک‌ها ریشه در مارکسیسم داشت.

the bolsheviks used propaganda to gain popular support.

بلشویک‌ها از تبلیغات برای جلب حمایت مردمی استفاده کردند.

the bolsheviks implemented drastic economic reforms.

بلشویک‌ها اصلاحات اقتصادی رادیکال را اجرا کردند.

opposition to the bolsheviks grew during their rule.

مخالفت با بلشویک‌ها در دوران حکومت آنها افزایش یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید