anti-communists

[ایالات متحده]/[ˌæntiː ˈkɒmjuːnɪsts]/
[بریتانیا]/[ˌæntiː ˈkɒmjuːnɪsts]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا ویژگی مخالفت با کمونیسم.
n. افرادی که علیه کمونیسم هستند؛ افراد یا گروه‌هایی که فعالانه علیه ایدئولوژی‌ها یا رژیم‌های کمونیستی کار می‌کنند.

عبارات و ترکیب‌ها

anti-communist sentiment

خشم ضد کمونیست

anti-communists rallied

گردهمایی کنندگان ضد کمونیست

supporting anti-communists

پشتیبانی از ضد کمونیست‌ها

were anti-communists

ضد کمونیست بودند

anti-communist groups

گروه‌های ضد کمونیست

becoming anti-communists

در حال شدن ضد کمونیست

strong anti-communists

ضد کمونیست‌های قوی

labeling anti-communists

برچسب زدن به ضد کمونیست‌ها

many anti-communists

بسیاری از ضد کمونیست‌ها

active anti-communists

ضد کمونیست‌های فعال

جملات نمونه

many anti-communists strongly opposed the soviet union's expansion.

بسیاری از ضد کمونیست‌ها به گسترش اتحاد جماهیری مخالفت شدید داشتند.

the government cracked down on suspected anti-communists during the red scare.

دولت در دوره بیم قرمز، به ضد کمونیست‌های مظنون حمله کرد.

historically, anti-communists often supported conservative political parties.

تاریخی، ضد کمونیست‌ها اغلب حزب‌های سیاسی متعهد را حمایت می‌کردند.

he was a vocal anti-communist, frequently criticizing the regime.

او یک ضد کمونیست بیانگر بود که به طور مکرر به رژیم انتقاد می‌کرد.

the anti-communist movement gained momentum after the berlin wall fell.

حرکت ضد کمونیست‌ها پس از سقوط دیوار برلین تقویت شد.

some anti-communists feared the spread of communist ideology globally.

برخی ضد کمونیست‌ها از گسترش ایدئولوژی کمونیستی در سراسر جهان می‌ترسیدند.

the anti-communist stance was a key element of his political platform.

موضع ضد کمونیستی یکی از عناصر اصلی پلتفرم سیاسی او بود.

he actively supported organizations funded by anti-communists abroad.

او به طور فعال سازمان‌هایی را که توسط ضد کمونیست‌های خارجی مالکیت می‌شدند حمایت می‌کرد.

the cold war era saw a surge in anti-communist sentiment.

دوره جنگ سرد باعث افزایش شدیدی در احساسات ضد کمونیستی شد.

many anti-communists viewed the cuban revolution with deep suspicion.

بسیاری از ضد کمونیست‌ها به انقلاب کوبا با شکوک عمیق نگاه می‌کردند.

the anti-communist propaganda was pervasive during that period.

پرپرتوی ضد کمونیستی در آن دوره بسیار گسترده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید