make gimchi
تهیه کیمچی
eat gimchi
خوردن کیمچی
buy gimchi
خریدن کیمچی
try gimchi
آزمایش کردن کیمچی
love gimchi
عشق به کیمچی
gimchi recipe
دستورالعمل کیمچی
gimchi jar
شیشه کیمچی
gimchi smell
بوی کیمچی
gimchis taste
طعم کیمچیها
gimchi cravings
هوس کیمچی
i love gimchi fried rice with a runny egg on top.
من عاشق برنج سرخ شده با گیمپچی و یک تخم مرغ روان در بالا هستم.
she made a quick gimchi stew for dinner.
او برای شام یک خورش گیمپچی سریع درست کرد.
please add extra gimchi to my bowl of noodles.
لطفاً مقدار زیادی گیمپچی به کاسه رشتهام اضافه کنید.
we ordered gimchi pancakes as an appetizer.
ما به عنوان پیشغذا پنکیک گیمپچی سفارش دادیم.
the gimchi tastes best after it ferments for a few days.
گیمپچی بعد از چند روز تخمیر خوشمزهتر میشود.
he always keeps a jar of gimchi in the fridge.
او همیشه یک شیشه گیمپچی در یخچال دارد.
this sandwich is great with a side of gimchi.
این ساندویچ با یک طرف گیمپچی عالی است.
gimchi adds a spicy kick to the soup.
گیمپچی طعم تند به سوپ میدهد.
she used leftover gimchi to make dumplings.
او از گیمپچی باقیمانده برای درست کردن دامپلینگ استفاده کرد.
i bought fresh gimchi at the korean market.
من گیمپچی تازه را از بازار کرهای خریدم.
they served grilled pork with gimchi and rice.
آنها گوشت خوک گریل شده با گیمپچی و برنج سرو کردند.
homemade gimchi can be spicier than store-bought.
گیمپچی خانگی میتواند از گیمپچی خریداری شده در مغازه تندتر باشد.
make gimchi
تهیه کیمچی
eat gimchi
خوردن کیمچی
buy gimchi
خریدن کیمچی
try gimchi
آزمایش کردن کیمچی
love gimchi
عشق به کیمچی
gimchi recipe
دستورالعمل کیمچی
gimchi jar
شیشه کیمچی
gimchi smell
بوی کیمچی
gimchis taste
طعم کیمچیها
gimchi cravings
هوس کیمچی
i love gimchi fried rice with a runny egg on top.
من عاشق برنج سرخ شده با گیمپچی و یک تخم مرغ روان در بالا هستم.
she made a quick gimchi stew for dinner.
او برای شام یک خورش گیمپچی سریع درست کرد.
please add extra gimchi to my bowl of noodles.
لطفاً مقدار زیادی گیمپچی به کاسه رشتهام اضافه کنید.
we ordered gimchi pancakes as an appetizer.
ما به عنوان پیشغذا پنکیک گیمپچی سفارش دادیم.
the gimchi tastes best after it ferments for a few days.
گیمپچی بعد از چند روز تخمیر خوشمزهتر میشود.
he always keeps a jar of gimchi in the fridge.
او همیشه یک شیشه گیمپچی در یخچال دارد.
this sandwich is great with a side of gimchi.
این ساندویچ با یک طرف گیمپچی عالی است.
gimchi adds a spicy kick to the soup.
گیمپچی طعم تند به سوپ میدهد.
she used leftover gimchi to make dumplings.
او از گیمپچی باقیمانده برای درست کردن دامپلینگ استفاده کرد.
i bought fresh gimchi at the korean market.
من گیمپچی تازه را از بازار کرهای خریدم.
they served grilled pork with gimchi and rice.
آنها گوشت خوک گریل شده با گیمپچی و برنج سرو کردند.
homemade gimchi can be spicier than store-bought.
گیمپچی خانگی میتواند از گیمپچی خریداری شده در مغازه تندتر باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید