spicy

[ایالات متحده]/'spaɪsɪ/
[بریتانیا]/'spaɪsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. طعمی قوی و تند؛ معطر، با ادویه‌های زیاد؛ نامناسب یا مبتذل.
Word Forms
صفت تفضیلیspicier
صفت عالیspiciest

عبارات و ترکیب‌ها

spicy food

غذاي تند

spicy flavor

طعم تند

spicy sauce

سس تند

spicy chili

فلفل تند

spicy dish

غذاي تند

spicy noodles

نودل تند

spicy curry

کاري تند

جملات نمونه

a spicy tomato sauce.

یک سس گوجه تند

a spicy Hollywood romance.

یک عاشقانه تند در هالیوود

pasta in a spicy tomato sauce.

پاستا در سس گوجه فرنگی تند

a deliciously spicy flavor

یک طعم خوشمزه و تند

Do you like spicy food?

آیا شما غذاهای تند دوست دارید؟

a filling spicy bean soup.

یک سوپ لوبیا تند و سیرکننده.

spicy jokes and suggestive songs.

شوخی های تند و آهنگ های پیشنهادی.

the spicy smack of curry sauce;

طعم تند سس کاری;

a dish with a strong spicy flavor

یک غذای با طعم تند قوی

Spicy smells wafted through the air.

بوی تند در هوا پخش شد.

Very spicy food doesn’t suit her stomach.

غذاهای خیلی تند برای معده او مناسب نیست.

The soup tasted mildly spicy.

سوپ طعم تند ملایمی داشت.

a spicy, full-bodied white wine.

یک شراب سفید تند و پربدنه

the fish was served in a bright lake of spicy carrot sauce.

ماهی در یک دریاچه روشن از سس تند هویج سرو شد.

Spicy food does not agree with me.

غذاهای تند با من سازگار نیستند.

Spicy aromas embalmed the air.

بوی تند هوا را مومیایی کرد.

unused to spicy food, she took a long mouthful of water.

او که به غذاهای تند عادت نداشت، جرعه‌ای طولانی آب نوشید.

The foodie Anna is crazy about spicy chicken and mapo tofu.

آنا، یک علاقه‌مند به غذا، دیوانه مرغ تند و توفو ماپو است.

fill your boots with spicy Szechuan food for under five bucks a plate.

با کمتر از پنج دلار برای هر پرس، شکم خود را با غذای تند سیچوان پر کنید.

If your Alliance, go see Innkeeper Biribi in Allerian Stronghold (Terokkar Forest) and buy Recipe: Spicy Crawdad.

اگر عضو اتحاد هستید، به دیدن سرپرست مهمانخانه بیربیبی در قلعه آلریین (جنگل ترُکار) بروید و دستور تهیه غذای تند خرچنگ را بخرید.

نمونه‌های واقعی

So that is for our non spicy.

بنابراین این برای کسانی است که غذای تند نمی‌خواهند.

منبع: New Year dishes

Here you go. They're a little spicy.

بفرمایید. کمی تند هستند.

منبع: We Bare Bears

Okay, how about spicy foods? Or spicy foods?

خب، در مورد غذاهای تند چه؟ یا غذاهای تند؟

منبع: Easy_Video

The peppers ranged from mild to spicy.

فلفل‌ها از ملایم تا تند متغیر بودند.

منبع: Rachel's Classroom: 30-Day Check-in with 105 Words (Including Translations)

Here shophouses sell textiles as well as restaurants that serve spicy Malay food.

در اینجا، خانه‌های خرید و فروش، منسوجات و همچنین رستوران‌هایی که غذای تند مالای را سرو می‌کنند، وجود دارند.

منبع: Travel around the world

Its one of those spicy sticks.

یکی از آن چوب‌های تند است.

منبع: English PK Platform - Authentic American English Audio Version

It becomes juicy and very spicy, peppery.

آبدار و بسیار تند و فلفلی می‌شود.

منبع: Gourmet Base

It is spicy, but not overly so.

تند است، اما بیش از حد نیست.

منبع: The Economist - Arts

Eat something spicy! Or watch a documentary.

یک غذای تند بخورید! یا یک مستند تماشا کنید.

منبع: Simple Psychology

I love the spicy way to go Sichuan.

من عاشق راه تند سیچوان هستم.

منبع: Listen to a little bit of fresh news every day.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید