irishwoman

[ایالات متحده]/ˈaɪərɪʃˌwʊmən/
[بریتانیا]/ˈaɪərɪʃˌwʊmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زن از ایرلند؛ شهروند مؤنث ایرلند

عبارات و ترکیب‌ها

irishwoman artist

هنرمند ایرلندی

irishwoman chef

سرآشپز ایرلندی

irishwoman singer

خواننده ایرلندی

irishwoman writer

نویسنده ایرلندی

irishwoman athlete

ورزشکار ایرلندی

irishwoman leader

رهبر ایرلندی

irishwoman activist

فعال ایرلندی

irishwoman scholar

محقق ایرلندی

irishwoman entrepreneur

کارآفرین ایرلندی

irishwoman politician

سیاستمدار ایرلندی

جملات نمونه

she is an accomplished irishwoman in the field of literature.

او یک زن ایرلندی موفق در زمینه ادبیات است.

the irishwoman shared her traditional recipes with the group.

زن ایرلندی دستور العمل های سنتی خود را با گروه به اشتراک گذاشت.

as an irishwoman, she takes pride in her cultural heritage.

به عنوان یک زن ایرلندی، او به میراث فرهنگی خود افتخار می کند.

the irishwoman spoke passionately about her homeland.

زن ایرلندی با شور و شوق در مورد سرزمین مادری خود صحبت کرد.

many people admire the strength of the irishwoman throughout history.

بسیاری از مردم در طول تاریخ به قدرت زن ایرلندی احترام می گذارند.

the irishwoman organized a charity event for her community.

زن ایرلندی یک رویداد خیریه برای جامعه خود سازماندهی کرد.

she identified herself as an irishwoman living abroad.

او خود را به عنوان یک زن ایرلندی معرفی کرد که در خارج از کشور زندگی می کند.

the irishwoman's story inspired many young girls.

داستان زن ایرلندی الهام بخش بسیاری از دختران جوان بود.

an irishwoman won the award for her outstanding contribution to science.

یک زن ایرلندی جایزه را برای مشارکت برجسته خود در علم دریافت کرد.

the irishwoman's voice echoed in the concert hall.

صدای زن ایرلندی در تالار کنسرت طنین انداز شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید