keynesian

[ایالات متحده]/'keinziən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اقتصاددان
adj. حامی نظریه کینزی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

Keynesian economics

اقتصاد کینزی

Keynesian theory

نظریه کینزی

جملات نمونه

Keynesian economics focuses on government intervention in the economy.

اقتصاد کینزی بر مداخله دولت در اقتصاد تمرکز دارد.

Many economists believe in Keynesian principles during times of economic downturn.

بسیاری از اقتصاددانان در زمان رکود اقتصادی به اصول کینزی اعتقاد دارند.

Keynesian theory suggests that government spending can stimulate economic growth.

تئوری کینزی نشان می‌دهد که هزینه‌های دولتی می‌تواند باعث تحریک رشد اقتصادی شود.

Keynesian policies were implemented to combat the Great Depression.

برای مقابله با رکود بزرگ، سیاست‌های کینزی اجرا شدند.

Keynesian economists argue for increased government spending during recessions.

اقتصاددانان کینزی برای افزایش هزینه‌های دولتی در زمان رکود استدلال می‌کنند.

The Keynesian model emphasizes the role of aggregate demand in economic fluctuations.

مدل کینزی بر نقش تقاضای کل در نوسانات اقتصادی تاکید می‌کند.

Keynesian economics gained popularity after the publication of Keynes' book.

اقتصاد کینزی پس از انتشار کتاب کینز محبوبیت زیادی به دست آورد.

The government adopted Keynesian policies to stabilize the economy.

دولت برای تثبیت اقتصاد، سیاست‌های کینزی را اتخاذ کرد.

Keynesian economists believe in the importance of managing aggregate demand.

اقتصاددانان کینزی به اهمیت مدیریت تقاضای کل اعتقاد دارند.

Keynesian principles influenced economic policies in many countries.

اصول کینزی بر سیاست‌های اقتصادی بسیاری از کشورها تأثیر گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید