manchurian

[ایالات متحده]/mænˈtʃʊərɪən/
[بریتانیا]/mænˈtʃʊriən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عضو مردم منچو؛ شخصی از شمال شرق چین
adj. مربوط به مردم منچو؛ مربوط به شمال شرق چین

عبارات و ترکیب‌ها

manchurian chicken

مرغ مانچوری

manchurian beef

گوشت مانچوری

manchurian dumplings

دامپلینگ مانچوری

manchurian sauce

سس مانچوری

manchurian noodles

نانودل مانچوری

manchurian style

سبک مانچوری

manchurian cuisine

آشپزی مانچوری

manchurian flavor

طعم مانچوری

manchurian fish

ماهی مانچوری

manchurian vegetables

سبزیجات مانچوری

جملات نمونه

manchurian cuisine is known for its rich flavors.

غذاهای مانچوری به خاطر طعم‌های غنی خود مشهور هستند.

he studied the manchurian language in college.

او زبان مانچوری را در دانشگاه مطالعه کرد.

the manchurian tiger is an endangered species.

ببر مانچوری یک گونه در معرض خطر انقراض است.

many manchurian traditions are still practiced today.

بسیاری از سنت‌های مانچوری هنوز هم امروزه انجام می‌شوند.

she wore a beautiful manchurian dress at the festival.

او یک لباس مانچوری زیبا در جشنواره پوشید.

they visited the manchurian plains during their trip.

آنها در طول سفر خود از دشت‌های مانچوری بازدید کردند.

manchurian ginseng is famous for its health benefits.

جینسنگ مانچوری به دلیل فواید سلامتی خود مشهور است.

he enjoys reading about manchurian history.

او از خواندن درباره تاریخ مانچوری لذت می‌برد.

manchurian art often features intricate designs.

هنر مانچوری اغلب دارای طرح‌های پیچیده است.

the manchurian border has a rich cultural heritage.

مرز مانچوری دارای میراث فرهنگی غنی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید