pascha

[ایالات متحده]/ˈpæskə/
[بریتانیا]/ˈpɑːskə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پاسکا؛ جشن یهودی که به فرار یهودیان از مصر اشاره دارد؛ عید جشن حضور مسیح؛ (اسم خاص) پاسچا، نامی که در برخی سنت‌ها برای عید جشن حضور مسیح یا پاسکا به کار می‌رود؛ (زبان گفتاری اینترنتی) "پاشا" کافه (عبارتی که در برخی منابع وب چینی دیده می‌شود)

عبارات و ترکیب‌ها

celebrate pascha

پاسخا را جشن بگیرید

pascha season

فصل پاسخا

pascha sunday

یکشنبه پاسخا

pascha feast

جشن پاسخا

pascha greetings

پоздش‌های پاسخا

pascha liturgy

لیتورژی پاسخا

pascha vigil

نماز شب پاسخا

pascha hymns

آوازهای پاسخا

paschas celebrated

جشن پاسخا گرفته شد

pascha celebrated

پاسخا جشن گرفته شد

جملات نمونه

families gather for pascha to share bread, eggs, and blessings.

خانواده‌ها برای پاسخا جمع می‌شوند تا نان، تخم‌مرغ‌ها و بخشش‌ها را به اشتراک بگذارند.

we attended the pascha service at dawn and sang hymns together.

ما در صبح به مراسم پاسخا حضور یافتیم و با هم آوازهای مذهبی خواندیم.

she prepared a traditional pascha meal with lamb, herbs, and sweet wine.

او یک غذای سنتی پاسخا با گوسفند، گیاهان دارویی و شراب شیرین آماده کرد.

the church was filled with candles during the pascha vigil.

در حضور نماز پاسخا کلیسا با شمع‌ها پر شده بود.

they exchanged pascha greetings and embraced outside the chapel.

آنها در بیرون کلیسا با یکدیگر سلام پاسخا تبادل کردند و با هم آغوش گرفتند.

grandmother baked pascha bread and wrapped it in a linen cloth.

مادربزرگ نان پاسخا پخت و آن را در یک پارچه لین بست.

our community hosted a pascha feast after the midnight liturgy.

جامعه ما پس از نماز شب، یک جلسه پاسخا برگزار کرد.

he fasted before pascha and then celebrated with gratitude.

او قبل از پاسخا روزه گرفت و سپس با قدردانی جشن گرفت.

children dyed eggs for pascha and hid them in the garden.

کودکان تخم‌مرغ‌ها را برای پاسخا رنگ زدند و آنها را در باغ پنهان کردند.

the choir practiced pascha hymns all week to prepare for the service.

گروه آواز تمام هفته آوازهای مذهبی پاسخا را تمرین کردند تا برای مراسم آماده شوند.

after pascha, we visited relatives and shared leftover cakes.

پس از پاسخا ما نزد خویشتن‌های خود مراجعه کردیم و نان‌های باقی مانده را به اشتراک گذاشتیم.

they decorated the table with flowers for pascha dinner.

آنها برای شام پاسخا میز را با گل‌ها زیبایی بخشیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید