celebration

[ایالات متحده]/ˌselɪˈbreɪʃn/
[بریتانیا]/ˌselɪˈbreɪʃn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک رویداد یا گردهمایی جشنواره‌ای برای علامت‌گذاری یک مناسبت خاص.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

in celebration of

به مناسبت

جملات نمونه

commercialize the celebration of Christmas

تجاری‌سازی جشن کریسمس

They held a celebration rally.

آنها یک گردهمایی جشن برگزار کردند.

a grandiloquent celebration of Spanish glory.

یک جشن پرطمطراق از شکوه اسپانیا.

a joyous celebration of life

یک جشن شاد از زندگی

a celebration that revivified our spirits.

جشنی که روحیه ما را دوباره زنده کرد.

a celebration to usher in the new century.

جشنی برای آغاز قرن جدید.

The celebration passed off successfully.

جشن با موفقیت به پایان رسید.

it was his express wish that the celebration should continue.

خواسته او این بود که جشن ادامه یابد.

the festive celebration was topped off with the awarding of prizes.

جشن بزرگ و پر شور با اهدای جوایز به پایان رسید.

The plans for the Queen’s birthday celebrations are all in train.

برنامه‌های جشن تولد ملکه همگی در جریان است.

A celebration assembly is to be called for May 4.

قرار است مجمع جشن برای ۴ مه برگزار شود.

His novels were celebrations of anarchism.

رمان‌های او جشن‌هایی برای بی‌نظمی بودند.

a celebration of 25 years' wedded bliss .

جشنی برای ۲۵ سال خوشبختی مشترک.

The villagers had a celebration, with a new film to finish up with.

روستاییان جشن گرفتند، با فیلم جدیدی که قرار بود به پایان برسد.

The foreign friends hope that they can join the celebrations for the university's eighty anniversary.

دوستان خارجی امیدوارند که بتوانند در جشن‌های هشتادمین سالگرد دانشگاه شرکت کنند.

The house was lit up as though a big celebration was going on.

خانه روشن شده بود انگار جشن بزرگی در حال برگزاری بود.

I lived at 29 Celebration Street, Nairobi, for many years.

من سال‌ها در خیابان جشن، شماره ۲۹، نایروبی زندگی کردم.

Some higher officials attended the celebration rally.

برخی از مقامات ارشد در گردهمایی جشن شرکت کردند.

A sousaphone player and his bandmates add a folksy note to a wedding celebration in Putna, Romania.

یک نوازنده سوصافون و اعضای گروه او یک لحن محلی را به جشن عروسی در پوتنا، رومانی اضافه می‌کنند.

نمونه‌های واقعی

I could not miss the birthday celebration.

من نمی‌توانستم جشن تولد را از دست بدهم.

منبع: The Vampire Diaries Season 2

This is your day. This is your celebration.

این روز شماست. این جشن شماست.

منبع: Trump's weekly television address

It was a celebration of circus arts!

این یک جشن هنرهای سیرک بود!

منبع: VOA Let's Learn English (Level 2)

This was supposed to be a celebration.

قرار بود این یک جشن باشد.

منبع: NPR News September 2019 Compilation

So I brought the celebration to you.

پس من جشن را برای شما آوردم.

منبع: Modern Family - Season 08

It was a celebration of your womanhood!

این یک جشن از زنانگی شما بود!

منبع: Modern Family - Season 10

Local government provided security and some local government officials attended the celebration.

دولت محلی امنیت را تامین کرد و برخی از مقامات دولتی محلی در جشن شرکت کردند.

منبع: VOA Daily Standard October 2018 Collection

We have had other celebrations too, including the 70th birthday of The Prince of Wales.

ما جشن‌های دیگری نیز داشته‌ایم، از جمله ۷۰ سالگی پرنس ویلیام.

منبع: Queen's Speech in the UK

You have to apologize for missing the birthday celebration.

شما باید برای از دست دادن جشن تولد عذرخواهی کنید.

منبع: IELTS Writing Preparation Guide

Every April, Maury County holds a Mule Day celebration.

در هر آوریل، شهرستان موری جشن روز الاک برگزار می‌کند.

منبع: New types of questions for the CET-4 (College English Test Band 4).

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید