abolishing

[ایالات متحده]/əˈbɒlɪʃɪŋ/
[بریتانیا]/əˈbɑːlɪʃɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. پایان دادن به چیزی، به ویژه یک قانون یا عمل.

عبارات و ترکیب‌ها

abolishing outdated laws

ابطال قوانین منسوخ

abolishing the monarchy

ابطال سلطنت

abolishing slavery

ابطال برده‌داری

abolishing gender discrimination

ابطال تبعیض جنسیتی

abolishing the requirement

ابطال شرط

جملات نمونه

the government is abolishing the death penalty.

دولت در حال لغو مجازات اعدام است.

they are abolishing outdated regulations.

آنها در حال لغو مقررات قدیمی هستند.

the company is abolishing its traditional dress code.

شرکت در حال لغو کد لباس سنتی خود است.

he advocated for abolishing the monarchy.

او از لغو سلطنت حمایت کرد.

the new law aims to abolish unfair taxes.

قانون جدید هدف از لغو مالیات‌های ناعادلانه دارد.

many people believe in abolishing the electoral college.

بسیاری از مردم معتقدند که باید کالج انتخاباتی را لغو کرد.

the proposal seeks to abolish mandatory military service.

پیشنهاد به دنبال لغو خدمت نظامی اجباری است.

they are abolishing the practice of corporal punishment.

آنها در حال لغو مجازات بدنی هستند.

the organization is working to abolish child labor.

سازمان در حال تلاش برای لغو کار کودکان است.

she campaigned for abolishing gender discrimination.

او برای لغو تبعیض جنسیتی کمپین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید