eliminating

[ایالات متحده]/ɪˈlɪmɪneɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ɪˈlɪməˌneɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای حذف یا رهایی از چیزی؛ برای حذف یا رهایی از چیزی؛ برای حذف یا رهایی از چیزی؛ برای حذف یا رهایی از چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

eliminating waste

حذف ضایعات

eliminating errors

حذف خطاها

eliminating risks

حذف ریسک‌ها

eliminating barriers

حذف موانع

eliminating costs

حذف هزینه‌ها

eliminating noise

حذف نویز

eliminating doubts

حذف تردیدها

eliminating problems

حذف مشکلات

eliminating distractions

حذف عوامل حواس‌پرتی

eliminating confusion

حذف سردرگمی

جملات نمونه

eliminating waste is crucial for a sustainable environment.

حذف ضایعات برای حفظ محیط زیست پایدار بسیار مهم است.

they are focused on eliminating errors in the system.

آنها بر رفع خطاهای موجود در سیستم تمرکز دارند.

eliminating distractions can improve your productivity.

حذف عوامل حواس‌پرتی می‌تواند بهره‌وری شما را افزایش دهد.

the new policy aims at eliminating poverty in the region.

سیاست جدید بر هدف از بین بردن فقر در منطقه متمرکز است.

eliminating unhealthy habits is essential for better health.

حذف عادت‌های ناسالم برای داشتن سلامتی بهتر ضروری است.

they are working on eliminating the backlog of applications.

آنها در حال تلاش برای رفع عقب‌مانده بودن درخواست‌ها هستند.

eliminating biases in hiring practices is important for fairness.

حذف تعصبات در روش‌های استخدام برای ایجاد انصاف مهم است.

she is committed to eliminating all forms of discrimination.

او متعهد به از بین بردن همه اشکال تبعیض است.

eliminating the use of plastic can help protect marine life.

حذف استفاده از پلاستیک می‌تواند به محافظت از حیات دریایی کمک کند.

eliminating unnecessary costs can boost company profits.

حذف هزینه‌های غیرضروری می‌تواند سود شرکت را افزایش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید