aboveboard

[ایالات متحده]/əˈbʌvˌbɔːrd/
[بریتانیا]/əˈbʌvˌbɔːrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. صادق و باز؛ نه پنهانی یا نادرست
adv. به شیوه‌ای صادقانه و باز؛ بدون پنهان‌کاری یا نادرستی

عبارات و ترکیب‌ها

aboveboard dealings

معاملات شفاف

aboveboard intentions

قصد خیرخواهانه

aboveboard behavior

رفتار صادقانه

aboveboard honesty

صداقت آشکار

be aboveboard

صادقانه بودن

keep things aboveboard

چیزها را شفاف نگه داشتن

play aboveboard

بازی منصفانه

demand aboveboard conduct

تقاضای رفتار صادقانه

operate aboveboard

به طور شفاف عمل کردن

act aboveboard

به طور صادقانه عمل کردن

جملات نمونه

his intentions were aboveboard.

قصد او صادقانه بود.

they conducted their business aboveboard.

آنها تجارت خود را به طور آشکار و صادقانه انجام دادند.

he played his cards aboveboard throughout the negotiation.

او در طول مذاکرات، کارت‌های خود را به طور آشکار و منصفانه بازی کرد.

her motives were aboveboard, but her methods were questionable.

انگیزه های او صادقانه بود، اما روش های او زیر سوال بود.

the company wants to be known for its aboveboard dealings.

شرکت می خواهد به خاطر معاملات آشکار و منصفانه خود شناخته شود.

it's important to be aboveboard in your dealings with others.

در تعامل با دیگران مهم است که صادقانه و منصفانه باشید.

he was always aboveboard in his dealings, never resorting to trickery.

او همیشه در معاملات خود صادقانه رفتار می کرد و هرگز به حقه بازی متوسل نمی شد.

her honesty and aboveboard nature were appreciated by everyone.

صداقت و رفتار صادقانه او مورد تحسین همه قرار گرفت.

the candidate's campaign was run aboveboard, without any scandals or controversies.

کمپین نامزد به طور آشکار و بدون هیچ رسوایی یا جنجالی انجام شد.

they had an aboveboard conversation about their concerns.

آنها یک مکالمه آشکار و صادقانه در مورد نگرانی های خود داشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید