abstractly

[ایالات متحده]/æb'stræktli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای نظری یا مفهومی

عبارات و ترکیب‌ها

think abstractly

فکر کردن به صورت انتزاعی

express abstractly

بیان به صورت انتزاعی

understand abstractly

درک به صورت انتزاعی

جملات نمونه

to approach a problem abstractly

برای رویکردی انتزاعی به یک مسئله

to discuss a concept abstractly

برای بحث درباره یک مفهوم به صورت انتزاعی

to analyze data abstractly

برای تجزیه و تحلیل داده ها به صورت انتزاعی

to interpret art abstractly

برای تفسیر هنر به صورت انتزاعی

to teach math abstractly

برای آموزش ریاضیات به صورت انتزاعی

to perceive beauty abstractly

برای درک زیبایی به صورت انتزاعی

to understand philosophy abstractly

برای درک فلسفه به صورت انتزاعی

to appreciate music abstractly

برای قدردانی از موسیقی به صورت انتزاعی

to approach literature abstractly

برای رویکردی انتزاعی به ادبیات

نمونه‌های واقعی

They also tend to be able to think more abstractly.

آنها همچنین تمایل دارند بتوانند انتزاعی‌تر فکر کنند.

منبع: Past English Major Level 8 Exam Listening (Specialized)

Speaking abstractly was the only way to speak the truth to him.

صحبت کردن به صورت انتزاعی تنها راه صحبت با او درباره حقیقت بود.

منبع: Call Me by Your Name

So one can not just talk abstractly about " Yes, let's talk about mathematical logic" .

بنابراین نمی‌توان فقط به صورت انتزاعی در مورد "بله، بیایید در مورد منطق ریاضی صحبت کنیم" صحبت کرد.

منبع: Big Think Super Thoughts

Sometimes we use it more abstractly.

گاهی اوقات ما از آن به صورت انتزاعی‌تر استفاده می‌کنیم.

منبع: 2015 English Cafe

Did it happen when you were speaking too abstractly or too concretely?

آیا این اتفاق زمانی رخ داد که شما خیلی انتزاعی یا خیلی ملموس صحبت می‌کردید؟

منبع: Quick thinking, smart communication.

Now, we're the only animal with emotional architecture in the physiological that can express our emotions abstractly with words.

اکنون، ما تنها حیوانی هستیم که دارای معماری عاطفی در فیزیولوژی هستیم که می‌تواند احساسات خود را به صورت انتزاعی با کلمات بیان کند.

منبع: Freakonomics

We've been dealing with them abstractly right now, but you can imagine these are the results of some type of experiment.

ما در حال حاضر به صورت انتزاعی با آنها برخورد می‌کنیم، اما می‌توانید تصور کنید که این نتایج نوعی آزمایش است.

منبع: Khan Academy: Statistics (Video Version)

And of course, mathematically and we can think about more abstractly what's going on in extra dimensions even without being able to completely visualize it.

و البته، از نظر ریاضی و ما می‌توانیم به صورت انتزاعی‌تر در مورد آنچه در ابعاد اضافی می‌گذرد فکر کنیم، حتی بدون اینکه بتوانیم آن را به طور کامل تجسم کنیم.

منبع: Reel Knowledge Scroll

And this is what is wrong with Schelling, namely that he talks of the tragic too abstractly, without taking account of its dialectical, that is, historical, character.

و مشکل اینجاست که در مورد شلینگ، به این دلیل است که او به طور انتزاعی بیش از حد در مورد تراژدی صحبت می‌کند، بدون توجه به شخصیت دیالکتیکی، یعنی تاریخی آن.

منبع: Simon Critchley - Tragedy the Greeks and Us

Mr. Pinker contends that this braininess has moral consequences, since people who can reason abstractly can ask: " What would the world be like if everyone did this" ?

آقای پینکر استدلال می‌کند که این هوش، عواقب اخلاقی دارد، زیرا افرادی که می‌توانند به طور انتزاعی استدلال کنند، می‌توانند بپرسند: "جهان اگر همه این کار را انجام می‌دادند چه شکلی می‌شد؟"

منبع: Dominance Issue 3 (March 2018)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید