abyss

[ایالات متحده]/ə'bɪs/
[بریتانیا]/ə'bɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک فضای غیرقابل اندازه‌گیری عمیق، یک دره؛ پروفوند، یک چاله بی‌پایان.
Word Forms
جمعabysses

عبارات و ترکیب‌ها

dark abyss

ابیس تاریک

abyss of despair

ابیس ناامیدی

جملات نمونه

the abyss between the two nations.

شکاف بین دو ملت.

He is plunging into an abyss of despair.

او در حال سقوط به ورطه‌ی ناامیدی است.

teetering on the edge of the abyss of a total political wipeout.

در آستانه پرتگاه یک شکست سیاسی کامل در حال تعادل است.

new initiatives were needed to bridge the great abyss of class.

برای پر کردن شکاف بزرگ طبقاتی، طرح‌های جدیدی مورد نیاز بود.

Anyone who betrays his motherland shall inevitably fall into the abyss of eternal sin and shame.

هر کسی که به وطن خود خیانت کند، اجتناب‌ناپذیر است که به ورطه‌ی گناه و شرم ابدی بیفتد.

The green goes to warmly again arrive Ping-ho, Chaperonage life love process, Deduce the abyss of time in the banality, Whet to match to the hard separation in the pettiness.

سبز دوباره به گرمی می‌رسد پینگ-هو، فرآیند عشق و زندگی را تحت نظر دارد، استنتاج ورطه‌ی زمان در بدیعیت، برای تطبیق با جدایی سخت در حقارت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید