accentors speaking
صحبت کردن акسانگذاران
accentors' styles
سبکهای акسانگذاران
accentors identified
акسانگذاران شناسایی شدهاند
accentors learn
акسانگذاران یاد میگیرند
accentors' voices
صداهای акسانگذاران
accentors' region
منطقه акسانگذاران
accentors imitate
акسانگذاران تقلید میکنند
accentors' patterns
الگوهای акسانگذاران
accentors analyze
акسانگذاران تجزیه و تحلیل میکنند
accentors' influence
تاثیر акسانگذاران
the speech therapist worked with accentors to improve their pronunciation.
گفتار درمانگر با گویشگران برای بهبود تلفظ آنها کار کرد.
many accentors find it challenging to master the nuances of a new language.
بسیاری از گویشگران تسلط بر ظرافتهای یک زبان جدید را چالشبرانگیز میدانند.
he is a skilled accentor, able to mimic various regional dialects.
او یک گویشگر ماهر است که قادر به تقلید از لهجههای مختلف منطقهای است.
the actor used an accentor to perfect his character's unique voice.
بازیگر از یک گویشگر برای کامل کردن صدای منحصر به فرد شخصیتش استفاده کرد.
language learners often seek out accentors for personalized coaching.
یادگیرندگان زبان اغلب به دنبال گویشگران برای مربیگری شخصی هستند.
the accentors provided valuable feedback on her vocal delivery.
گویشگران بازخورد ارزشمندی در مورد نحوه ارائه صدای او ارائه دادند.
she hired an accentor to help her sound more natural in english.
او یک گویشگر استخدام کرد تا به او کمک کند در انگلیسی طبیعیتر به نظر برسد.
the accentor analyzed his speech patterns to identify areas for improvement.
گویشگر الگوهای گفتاری او را برای شناسایی زمینههای قابل بهبود تجزیه و تحلیل کرد.
the training program included sessions with experienced accentors.
برنامه آموزشی شامل جلساتی با گویشگران با تجربه بود.
the accentor demonstrated techniques for reducing a strong accent.
گویشگر تکنیکهایی برای کاهش لهجه قوی نشان داد.
he collaborated with an accentor to refine his on-stage presence.
او با یک گویشگر همکاری کرد تا حضور صحنه خود را بهبود بخشد.
accentors speaking
صحبت کردن акسانگذاران
accentors' styles
سبکهای акسانگذاران
accentors identified
акسانگذاران شناسایی شدهاند
accentors learn
акسانگذاران یاد میگیرند
accentors' voices
صداهای акسانگذاران
accentors' region
منطقه акسانگذاران
accentors imitate
акسانگذاران تقلید میکنند
accentors' patterns
الگوهای акسانگذاران
accentors analyze
акسانگذاران تجزیه و تحلیل میکنند
accentors' influence
تاثیر акسانگذاران
the speech therapist worked with accentors to improve their pronunciation.
گفتار درمانگر با گویشگران برای بهبود تلفظ آنها کار کرد.
many accentors find it challenging to master the nuances of a new language.
بسیاری از گویشگران تسلط بر ظرافتهای یک زبان جدید را چالشبرانگیز میدانند.
he is a skilled accentor, able to mimic various regional dialects.
او یک گویشگر ماهر است که قادر به تقلید از لهجههای مختلف منطقهای است.
the actor used an accentor to perfect his character's unique voice.
بازیگر از یک گویشگر برای کامل کردن صدای منحصر به فرد شخصیتش استفاده کرد.
language learners often seek out accentors for personalized coaching.
یادگیرندگان زبان اغلب به دنبال گویشگران برای مربیگری شخصی هستند.
the accentors provided valuable feedback on her vocal delivery.
گویشگران بازخورد ارزشمندی در مورد نحوه ارائه صدای او ارائه دادند.
she hired an accentor to help her sound more natural in english.
او یک گویشگر استخدام کرد تا به او کمک کند در انگلیسی طبیعیتر به نظر برسد.
the accentor analyzed his speech patterns to identify areas for improvement.
گویشگر الگوهای گفتاری او را برای شناسایی زمینههای قابل بهبود تجزیه و تحلیل کرد.
the training program included sessions with experienced accentors.
برنامه آموزشی شامل جلساتی با گویشگران با تجربه بود.
the accentor demonstrated techniques for reducing a strong accent.
گویشگر تکنیکهایی برای کاهش لهجه قوی نشان داد.
he collaborated with an accentor to refine his on-stage presence.
او با یک گویشگر همکاری کرد تا حضور صحنه خود را بهبود بخشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید