acclaim

[ایالات متحده]/əˈkleɪm/
[بریتانیا]/əˈkleɪm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. تشویق کردن; n. استقبال یا ستایش پرشور.
Word Forms
قسمت سوم فعلacclaimed
زمان گذشتهacclaimed
صفت یا فعل حال استمراریacclaiming
جمعacclaims
شکل سوم شخص مفردacclaims

عبارات و ترکیب‌ها

receive acclaim

دریافت تحسین

critical acclaim

تحسین منتقدان

universal acclaim

تحسین جهانی

win acclaim

کسب تحسین

جملات نمونه

The movie received critical acclaim from film critics.

فیلم مورد تحسین منتقدان فیلم قرار گرفت.

The artist's work is widely acclaimed for its creativity and originality.

کارهای هنرمند به دلیل خلاقیت و اصالتش مورد تحسین گسترده قرار گرفته است.

The novel was met with great acclaim upon its release.

رمان با استقبال و تحسین فراوان منتشر شد.

The singer's performance was met with thunderous acclaim from the audience.

اجای مجری برنامه با تحسین شدید تماشاگران روبرو شد.

The restaurant has garnered critical acclaim for its innovative menu.

رستوران به دلیل منوی نوآورانه خود مورد تحسین منتقدان قرار گرفته است.

The designer's latest collection has been met with universal acclaim.

آخرین مجموعه طراح با تحسین جهانی روبرو شده است.

The play was met with critical acclaim for its powerful performances.

نمایش به دلیل بازی های قدرتمندش با تحسین منتقدان روبرو شد.

The new product launch was met with widespread acclaim from consumers.

معرفی محصول جدید با تحسین گسترده مصرف کنندگان روبرو شد.

The author's debut novel received international acclaim and won several awards.

رمان اول نویسنده با تحسین بین المللی مورد استقبال قرار گرفت و جوایز متعددی را به دست آورد.

The film director is known for his ability to garner critical acclaim for his movies.

کارگردان فیلم به توانایی خود در کسب تحسین منتقدان برای فیلم هایش معروف است.

نمونه‌های واقعی

In 1555, this procedure didn't warrant much acclaim.

در سال 1555، این روش ارزش چندان توجهی را نداشت.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

These chaotic canvases won rapid acclaim and attention.

این نقاشی‌های آشفته به سرعت مورد تحسین و توجه قرار گرفتند.

منبع: TED-Ed (video version)

So it shows that he did not want that acclaim.

بنابراین نشان می‌دهد که او نمی‌خواست آن تحسین را.

منبع: IELTS Reading Preparation Guide

The show garnered widespread acclaim and recognition, both domestically and internationally.

این برنامه تحسین و شناخت گسترده‌ای را هم در داخل و هم در خارج از کشور به دست آورد.

منبع: Intermediate English short passage

Despite all this, some false acclaim and critiques inevitably slip past firms' defences.

با وجود همه اینها، برخی از تحسین‌های نادرست و انتقادات به طور اجتناب‌ناپذیری از دفاع شرکت‌ها عبور می‌کنند.

منبع: The Economist (Summary)

" It is to raise in salute when people acclaim me. Unfortunately, nobody at all ever passes this way."

"وقتی مردم از من تحسین می‌کنند، بلند شوید و به عنوان احترام دست تکان دهید. متاسفانه، هیچکس هرگز از این راه عبور نمی‌کند.

منبع: The Little Prince

But although she was moderately successful, it wasn't until the 1970s that she achieved worldwide acclaim.

اما اگرچه او به طور متوسط ​​موفق بود، تا دهه 1970 نبود که او به شهرت جهانی دست یافت.

منبع: Secrets of Masterpieces

Back then, the movie drew acclaim for its imaginative storyline and barbed commentary.

در آن زمان، فیلم به دلیل داستان جذاب و اظهارات تندش مورد تحسین قرار گرفت.

منبع: Newsweek

But 1876's " The Adventures of Tom Sawyer" was the novel that brought him worldwide acclaim.

اما رمان 1876، «ماجراهای تام سایر»، رمانی بود که باعث شد او به شهرت جهانی دست یابد.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

Grossman, once a loyal party man and an acclaimed war correspondent, was spared jail.

گروسمن، که زمانی یک عضو وفادار حزب و یک خبرنگار جنگی مشهور بود، از زندان نجات یافت.

منبع: The Economist - Arts

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید