accolade

[ایالات متحده]/ˈækəleɪd/
[بریتانیا]/ˈækəleɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ابراز تحسین یا ستایش؛ مراسم اعطای عنوان شوالیه؛ خطی منحنی در پایین یک نت موسیقی.
Word Forms
جمعaccolades

جملات نمونه

the ultimate official accolade of a visit by the Queen.

درجه‌بندی نهایی و رسمی یک دیدار توسط ملکه.

The play received accolades from the press.

نمایش مورد تحسین رسانه ها قرار گرفت.

The report received accolades from the press.

گزارش مورد تحسین رسانه ها قرار گرفت.

Four restaurants have been awarded the highest accolade of a three-star rating.

چهار رستوران بالاترین درجه رتبه سه ستاره را کسب کرده اند.

Today's Rheingau Rieslings are again winning accolades, putting the era of cheap and sickly German wines such as Liebfraumilch to rest.

ریزلینگ‌های راینگاو امروزی دوباره در حال کسب تحسین هستند و دوران شراب‌های ارزان قیمت و بدحال آلمانی مانند لیبفراومیلچ را به پایان می‌رسانند.

accolade in recognition of talent

تحسین به پاس استعداد.

accolade for outstanding achievement

تحسین برای دستاورد برجسته.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید