accordionist

[ایالات متحده]/əˈkɔːrdiənɪst/
[بریتانیا]/ˌækərˈdʒoʊnɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که آکاردئون می‌نوازد.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

talented accordionist

آکاردئونیست با استعداد

renowned accordionist

آکاردئونیست مشهور

acclaimed accordionist

آکاردئونیست تحسین‌شده

skilled accordionist

آکاردئونیست ماهر

professional accordionist

آکاردئونیست حرفه‌ای

amateur accordionist

آکاردئونیست آماتور

young accordionist

آکاردئونیست جوان

famous accordionist

آکاردئونیست مشهور

جملات نمونه

the accordionist played a lively tune.

نوازنده آکاردئون یک قطعه زنده اجرا کرد.

she is a talented accordionist.

او یک نوازنده آکاردئون با استعداد است.

the concert featured a renowned accordionist.

در کنسرت یک نوازنده آکاردئون مشهور حضور داشت.

he has been an accordionist since childhood.

او از دوران کودکی نوازنده آکاردئون بوده است.

the accordionist's performance was captivating.

اجرای نوازنده آکاردئون بسیار جذاب بود.

the accordionist's music filled the entire hall.

موسیقی نوازنده آکاردئون کل سالن را پر کرد.

the accordionist's fingers danced across the keys.

انگشتان نوازنده آکاردئون به سرعت روی کلیدها حرکت می کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید