performer

[ایالات متحده]/pəˈfɔːmə(r)/
[بریتانیا]/pərˈfɔːrmər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هنرمند؛ هنرمند؛ کسی که وظیفه‌ای را انجام می‌دهد
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

talented performer

هنرمند با استعداد

professional performer

هنرمند حرفه‌ای

dynamic performer

هنرمند پرانرژی

جملات نمونه

performers waiting in the wings

اجراکنندگان منتظر در پشت صحنه

This performer fits the role to a T.

این هنرمند کاملاً با نقش همخوانی دارد.

He is a good performer on the cricket field.

او یک بازیکن خوب در زمین کریکت است.

She’s a seasoned concert performer.

او یک هنرمند کنسرت با تجربه است.

The president was a polished television performer.

رئیس جمهور یک مجری تلویزیونی با تجربه و ماهر بود.

The performer faltered in the middle of the show.

اجراکننده در وسط نمایش لرزید.

a performer who pulls large crowds.

یک هنرمند که جمعیت زیادی را جذب می کند.

the best performer; the best grade of ore.

بهترین هنرمند؛ بهترین درجه سنگ معدن.

a big-name performer; a big-name college.

یک هنرمند مشهور؛ یک کالج مشهور.

the poor performer is motivated by the fear that he or she is highly disposable.

عملگر ضعیف به دلیل ترس از اینکه به راحتی قابل دور ریختن است، انگیزه دارد.

The circus performers and animals paraded down Main Street.

هنرمندان و حیوانات سیرک در خیابان اصلی رژه رفتند.

has earned a place beside the best performers in the business.

توانسته جایگاهی در کنار بهترین هنرمندان این صنعت به دست آورد.

After receiving the award, the performer was really up.

پس از دریافت جایزه، هنرمند واقعاً سرحال بود.

The boss kissed the other performers off as mere amateurs.

رئیس، هنرمندان دیگر را صرفاً آماتور جلوه داد.

The musical theater company is about to launch a new performer on the musical world.

شرکت تئاتر موزیکال در آستانه معرفی یک هنرمند جدید به دنیای موسیقی است.

The performers were edgy as they waited for the show to begin.

اجراکنندگان در حالی که منتظر شروع نمایش بودند مضطرب بودند.

His recitals have earned him recognition as a talented performer.

اجراهای او باعث شناخت او به عنوان یک هنرمند با استعداد شده است.

The performer received only pitying looks from his audience.

هنرمند فقط نگاه‌های ترحم آمیز را از مخاطبان خود دریافت کرد.

it is in the nature of things that the majority of music prizes get set up for performers rather than composers.

در طبیعت امور چنین است که بیشتر جوایز موسیقی به نفع هنرمندان و نه آهنگسازان تنظیم می شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید