achiever

[ایالات متحده]/ə'tʃi:və/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که به موفقیت می‌رسد.
Word Forms
جمعachievers

عبارات و ترکیب‌ها

high achiever

عمل‌گر ماهر

goal achiever

رسیدن به هدف

successful achiever

موفقیت‌آمیز

top achiever

برتر

determined achiever

مصمم

جملات نمونه

She is a high achiever in her field of study.

او یک دستیابی‌کننده برجسته در زمینه تحصیلی خود است.

He is known as a top achiever in the company.

او به عنوان یک دستیابی‌کننده برتر در شرکت شناخته می‌شود.

Becoming an achiever requires hard work and dedication.

تبدیل شدن به یک دستیابی‌کننده نیازمند تلاش و تعهد زیاد است.

The achiever of the year award went to the young entrepreneur.

جایزه دستیابی‌کننده سال به یک کارآفرین جوان تعلق گرفت.

She is driven by her desire to be an achiever in the field of medicine.

او به دلیل تمایل خود به دستیابی‌کننده شدن در زمینه پزشکی، با انگیزه است.

The achiever's mindset is focused on growth and continuous improvement.

نگرش دستیابی‌کننده بر رشد و بهبود مستمر متمرکز است.

He is a natural achiever, excelling in everything he puts his mind to.

او یک دستیابی‌کننده ذاتی است و در همه چیزهایی که ذهن خود را به آن اختصاص می‌دهد، برتری دارد.

The achiever's success inspired others to strive for greatness.

موفقیت دستیابی‌کننده الهام بخش دیگران برای تلاش برای بزرگی شد.

Being an achiever means setting goals and working towards them with determination.

یک دستیابی‌کننده بودن به معنای تعیین اهداف و تلاش برای دستیابی به آنها با قاطعیت است.

The achiever's journey is filled with challenges and triumphs.

سفر دستیابی‌کننده پر از چالش‌ها و پیروزی‌ها است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید