an underachiever
یک بازنده
be an underachiever
یک بازنده باشید
avoid being an underachiever
از اینکه یک بازنده باشید اجتناح کنید
potential underachiever
بازندهی بالقوه
labeled an underachiever
برچسب خورده به عنوان یک بازنده
underachiever's potential
پتانسیل یک بازنده
stop being an underachiever
دیگر یک بازنده نباشید
underachiever syndrome
بیماری یا وضعیت بازنده بودن
he's a classic underachiever, never living up to his potential.
او یک بازندغیراستاندارد است که هرگز به پتانسیل خود نرسیده است.
despite his intelligence, he's become an underachiever in his career.
با وجود هوش خود، او در حرفه خود به یک بازندغیراستاندارد تبدیل شده است.
the school tried to help the underachiever improve his grades.
مدرسه سعی کرد به بازندغیراستاندارد کمک کند تا نمرات خود را بهبود بخشد.
many underachievers lack motivation and self-confidence.
بسیاری از بازندغیراستانداردها فاقد انگیزه و اعتماد به نفس هستند.
she worried that her son was becoming an underachiever at school.
او نگران بود که پسرش در مدرسه به یک بازندغیراستاندارد تبدیل شود.
he was labeled an underachiever throughout his academic career.
او در طول دوران تحصیلی خود به عنوان یک بازندغیراستاندارد شناخته شد.
the underachiever finally decided to apply himself to his studies.
بازندغیراستاندارد بالاخره تصمیم گرفت خود را وقف تحصیلاتش کند.
is he an underachiever or just facing some personal challenges?
آیا او یک بازندغیراستاندارد است یا فقط با چالش های شخصی روبرو است؟
the team's performance reflected the underachiever's lack of effort.
عملکرد تیم بازتاب کمبود تلاش بازندغیراستاندارد بود.
it's important to understand why someone becomes an underachiever.
درک این که چرا کسی به یک بازندغیراستاندارد تبدیل می شود مهم است.
the underachiever's potential remained largely untapped.
پتانسیل بازندغیراستاندارد تا حد زیادی دست نخورده باقی ماند.
an underachiever
یک بازنده
be an underachiever
یک بازنده باشید
avoid being an underachiever
از اینکه یک بازنده باشید اجتناح کنید
potential underachiever
بازندهی بالقوه
labeled an underachiever
برچسب خورده به عنوان یک بازنده
underachiever's potential
پتانسیل یک بازنده
stop being an underachiever
دیگر یک بازنده نباشید
underachiever syndrome
بیماری یا وضعیت بازنده بودن
he's a classic underachiever, never living up to his potential.
او یک بازندغیراستاندارد است که هرگز به پتانسیل خود نرسیده است.
despite his intelligence, he's become an underachiever in his career.
با وجود هوش خود، او در حرفه خود به یک بازندغیراستاندارد تبدیل شده است.
the school tried to help the underachiever improve his grades.
مدرسه سعی کرد به بازندغیراستاندارد کمک کند تا نمرات خود را بهبود بخشد.
many underachievers lack motivation and self-confidence.
بسیاری از بازندغیراستانداردها فاقد انگیزه و اعتماد به نفس هستند.
she worried that her son was becoming an underachiever at school.
او نگران بود که پسرش در مدرسه به یک بازندغیراستاندارد تبدیل شود.
he was labeled an underachiever throughout his academic career.
او در طول دوران تحصیلی خود به عنوان یک بازندغیراستاندارد شناخته شد.
the underachiever finally decided to apply himself to his studies.
بازندغیراستاندارد بالاخره تصمیم گرفت خود را وقف تحصیلاتش کند.
is he an underachiever or just facing some personal challenges?
آیا او یک بازندغیراستاندارد است یا فقط با چالش های شخصی روبرو است؟
the team's performance reflected the underachiever's lack of effort.
عملکرد تیم بازتاب کمبود تلاش بازندغیراستاندارد بود.
it's important to understand why someone becomes an underachiever.
درک این که چرا کسی به یک بازندغیراستاندارد تبدیل می شود مهم است.
the underachiever's potential remained largely untapped.
پتانسیل بازندغیراستاندارد تا حد زیادی دست نخورده باقی ماند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید