achromatic

[ایالات متحده]/əˈkrɒmætɪk/
[بریتانیا]/əˈkrɑːmætɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فاقد رنگ؛ بی‌رنگ؛ آزاد از انحراف رنگی؛ عدم نمایش رنگ‌های مختلف برای طول‌های موج مختلف نور.

عبارات و ترکیب‌ها

achromatic colour

رنگ بی‌رنگ

achromatic lens

لنز بی‌رنگ

achromatic doublet

دوچشمی بی‌رنگ

achromatic representation

نمایش بی‌رنگ

achromatic printing

چاپ بی‌رنگ

achromatic image

تصویر بی‌رنگ

achromatic scale

مقیاس بی‌رنگ

achromatic object

شی بی‌رنگ

achromatic light

نور بی‌رنگ

جملات نمونه

the artist used an achromatic palette to create a sense of calm.

هنرمند از یک پالت بی‌رنگ برای ایجاد حس آرامش استفاده کرد.

the photograph captured the scene in shades of gray, resulting in an achromatic image.

عکس صحنه را در سایه‌های خاکستری به تصویر کشید و در نتیجه تصویری بی‌رنگ ایجاد شد.

the new paint collection features a variety of achromatic colors, perfect for minimalist designs.

مجموعه رنگ‌های جدید شامل انواع رنگ‌های بی‌رنگ است که برای طراحی‌های مینیمال عالی است.

the achromatic lighting in the studio created a dramatic and moody atmosphere.

نورپردازی بی‌رنگ در استودیو فضایی دراماتیک و احساسی ایجاد کرد.

the achromatic film stock produced images with a timeless quality.

فیلم بی‌رنگ تصاویری با کیفیتی جاودانه تولید کرد.

achromatic pencils are ideal for sketching and creating detailed drawings.

مدادهای بی‌رنگ برای طراحی و ایجاد طرح‌های دقیق ایده آل هستند.

the artist used an achromatic wash to soften the edges of the watercolor painting.

هنرمند از یک لایه بی‌رنگ برای ملایم کردن لبه‌های نقاشی آبرنگ استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید