achromatic colour
رنگ بیرنگ
achromatic lens
لنز بیرنگ
achromatic doublet
دوچشمی بیرنگ
achromatic representation
نمایش بیرنگ
achromatic printing
چاپ بیرنگ
achromatic image
تصویر بیرنگ
achromatic scale
مقیاس بیرنگ
achromatic object
شی بیرنگ
achromatic light
نور بیرنگ
the artist used an achromatic palette to create a sense of calm.
هنرمند از یک پالت بیرنگ برای ایجاد حس آرامش استفاده کرد.
the photograph captured the scene in shades of gray, resulting in an achromatic image.
عکس صحنه را در سایههای خاکستری به تصویر کشید و در نتیجه تصویری بیرنگ ایجاد شد.
the new paint collection features a variety of achromatic colors, perfect for minimalist designs.
مجموعه رنگهای جدید شامل انواع رنگهای بیرنگ است که برای طراحیهای مینیمال عالی است.
the achromatic lighting in the studio created a dramatic and moody atmosphere.
نورپردازی بیرنگ در استودیو فضایی دراماتیک و احساسی ایجاد کرد.
the achromatic film stock produced images with a timeless quality.
فیلم بیرنگ تصاویری با کیفیتی جاودانه تولید کرد.
achromatic pencils are ideal for sketching and creating detailed drawings.
مدادهای بیرنگ برای طراحی و ایجاد طرحهای دقیق ایده آل هستند.
the artist used an achromatic wash to soften the edges of the watercolor painting.
هنرمند از یک لایه بیرنگ برای ملایم کردن لبههای نقاشی آبرنگ استفاده کرد.
achromatic colour
رنگ بیرنگ
achromatic lens
لنز بیرنگ
achromatic doublet
دوچشمی بیرنگ
achromatic representation
نمایش بیرنگ
achromatic printing
چاپ بیرنگ
achromatic image
تصویر بیرنگ
achromatic scale
مقیاس بیرنگ
achromatic object
شی بیرنگ
achromatic light
نور بیرنگ
the artist used an achromatic palette to create a sense of calm.
هنرمند از یک پالت بیرنگ برای ایجاد حس آرامش استفاده کرد.
the photograph captured the scene in shades of gray, resulting in an achromatic image.
عکس صحنه را در سایههای خاکستری به تصویر کشید و در نتیجه تصویری بیرنگ ایجاد شد.
the new paint collection features a variety of achromatic colors, perfect for minimalist designs.
مجموعه رنگهای جدید شامل انواع رنگهای بیرنگ است که برای طراحیهای مینیمال عالی است.
the achromatic lighting in the studio created a dramatic and moody atmosphere.
نورپردازی بیرنگ در استودیو فضایی دراماتیک و احساسی ایجاد کرد.
the achromatic film stock produced images with a timeless quality.
فیلم بیرنگ تصاویری با کیفیتی جاودانه تولید کرد.
achromatic pencils are ideal for sketching and creating detailed drawings.
مدادهای بیرنگ برای طراحی و ایجاد طرحهای دقیق ایده آل هستند.
the artist used an achromatic wash to soften the edges of the watercolor painting.
هنرمند از یک لایه بیرنگ برای ملایم کردن لبههای نقاشی آبرنگ استفاده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید