adamant

[ایالات متحده]/ˈædəmənt/
[بریتانیا]/ˈædəmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. محکم و تسلیم نشدنی; بسیار سخت; سرسخت
n. چیزی که سخت است; یک سنگ سخت
Word Forms
جمعadamants

عبارات و ترکیب‌ها

adamant refusal

رد قاطع

adamant stand

موضع قاطع

جملات نمونه

he is adamant that he is not going to resign.

او اصرار دارد که قصد استعفا ندارد.

She became as rigid as adamant .

او تا حد زیادی خشک و سفت مانند الماس شد.

I am adamant about it.

من در مورد آن مصمم هستم.

an adamant critic who couldn't be budged.

یک منتقد مصمم که نمی توانست او را متقاعد کرد.

Veronica was quite adamant that they should stay on.

ورونیکا کاملاً مصمم بود که آنها باید بمانند.

He is adamant in his refusal to change his mind.

او در امتناع خود از تغییر نظر مصمم است.

He was adamanted to her entreaties.

او به درخواست های او مصمم بود.

He was adamant in his determination to punish the corrupt officials.

او در مصمم بودنش برای مجازات مقامات فاسد مصمم بود.

We are adamant on the building of a well-off society.

ما در ساختن یک جامعه مرفه مصمم هستیم.

He's so adamant that however hard I tried to persuade him to join us he did not change his mind.

او آنقدر مصمم است که با وجود تلاش من برای متقاعد کردن او به عضویت در ما، نظرش را تغییر نداد.

Mohammad Yunus, the unflappably optimistic founder of Grameen Bank in Bangladesh, a microfinance institution for which he won the Nobel Peace Prize in 2006, is adamant that business remains unscathed.

محمد یونس، بنیانگذار خستگی‌ناپذیر و خوش‌بین بانک گرامی در بنگلادش، یک موسسه خردوامور که او برنده جایزه صلح نوبل در سال 2006 شد، مصمم است که کسب و کار آسیب‌ندیده باقی بماند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید