adds

[ایالات متحده]/[ædz]/
[بریتانیا]/[ædz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. افزایش تعداد یا مقدار چیزی؛ به چیزی اضافه کردن؛ به یک کل کمک کردن؛ (n, v, adj, adv, etc.)

عبارات و ترکیب‌ها

adds value

ارزش افزوده

adds flavor

طعم اضافه می‌کند

adds up

جمع می‌شود

adds interest

علاقه ایجاد می‌کند

adds detail

جزئیات اضافه می‌کند

adding time

اضافه کردن زمان

adds warmth

گرمی اضافه می‌کند

adds clarity

وضوح اضافه می‌کند

adds dimension

ابعاد اضافه می‌کند

adds texture

بافت اضافه می‌کند

جملات نمونه

the chef adds a pinch of salt to the soup.

سرآشپز مقدار کمی نمک به سوپ اضافه می‌کند.

the new software adds several useful features.

نرم‌افزار جدید ویژگی‌های مفید متعددی را اضافه می‌کند.

the company adds a 5% bonus to employee salaries.

شرکت یک پاداش 5 درصدی به حقوق کارمندان اضافه می‌کند.

the artist adds vibrant colors to the painting.

هنرمند رنگ‌های زنده به نقاشی اضافه می‌کند.

the gardener adds fertilizer to the flower bed.

باغبانی کود به بسته‌ی گل اضافه می‌کند.

the musician adds a beautiful melody to the song.

موسیقی‌دان یک ملودی زیبا به آهنگ اضافه می‌کند.

the writer adds detail and description to the story.

نویسنده جزئیات و شرح را به داستان اضافه می‌کند.

the developer adds error handling to the code.

توسعه‌دهنده مدیریت خطا را به کد اضافه می‌کند.

the teacher adds extra practice problems for students.

معلم تمرین‌های اضافی برای دانش‌آموزان اضافه می‌کند.

the designer adds a modern touch to the room.

طراح یک حس مدرن به اتاق اضافه می‌کند.

the scientist adds data to the research report.

دانشمند داده‌ها را به گزارش تحقیقاتی اضافه می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید