enhances

[ایالات متحده]/ɪnˈhɑːnsɪz/
[بریتانیا]/ɪnˈhænsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بهبود بخشیدن یا افزایش کیفیت، ارزش یا میزان چیزی؛ افزایش یک تصویر دیجیتال یا داده با استفاده از نرم‌افزار کامپیوتری؛ بالا بردن ارزش یا قیمت چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

enhances performance

بهبود عملکرد

enhances productivity

افزایش بهره‌وری

enhances quality

بهبود کیفیت

enhances experience

بهبود تجربه

enhances creativity

افزایش خلاقیت

enhances collaboration

بهبود همکاری

enhances learning

بهبود یادگیری

enhances engagement

افزایش تعامل

enhances security

بهبود امنیت

enhances functionality

بهبود قابلیت‌ها

جملات نمونه

regular exercise enhances overall health.

ورزش منظم سلامتی کلی را افزایش می‌دهد.

this software enhances productivity in the workplace.

این نرم‌افزار بهره‌وری در محل کار را افزایش می‌دهد.

education enhances critical thinking skills.

تحصیل مهارت‌های تفکر انتقادی را تقویت می‌کند.

the new features enhance user experience.

ویژگی‌های جدید تجربه کاربر را بهبود می‌بخشند.

good communication enhances team collaboration.

ارتباطات خوب همکاری تیمی را بهبود می‌بخشد.

positive feedback enhances employee motivation.

بازخورد مثبت انگیزه کارمندان را افزایش می‌دهد.

this training program enhances skill development.

این برنامه آموزشی توسعه مهارت‌ها را تقویت می‌کند.

art enhances cultural appreciation.

هنر قدردانی فرهنگی را افزایش می‌دهد.

technology enhances learning opportunities.

فناوری فرصت‌های یادگیری را بهبود می‌بخشد.

travel enhances personal growth.

سفر رشد شخصی را تقویت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید