admiral

[ایالات متحده]/'ædm(ə)r(ə)l/
[بریتانیا]/'ædmərəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرمانده ناوگان; افسر ارشد دریایی; ناو پرچم.
Word Forms
جمعadmirals

عبارات و ترکیب‌ها

rear admiral

ریअर адмірал

جملات نمونه

an admiral in command.

یک دریادار فرمانده.

Admiral Nelson is a strong man.

آدمیرال نلسون مرد قوی‌ای است.

presently the admiral breezed in.

در حال حاضر، دریادار با گستاخی وارد شد.

He is an admiral in the US Navy.

او یک دریادار در نیروی دریایی ایالات متحده است.

The admiral was piped aboard.

دریادار سوار کشتی شد.

Jack, you shipped with the Admiral once, didn't you?.

جک، شما یک بار با دریادار سفر کردید، مگه نه؟

In 1936, Admiral Aimone di Savoia was able to get funding for a new assault weapon, the "barchino" This wooden boat had one pilot placed on an ejectable seat astern.

در سال 1936، دریادار آیمونه دی ساویا توانست بودجه‌ای برای یک سلاح تهاجمی جدید، "بارچینو" به دست آورد. این قایق چوبی یک خلبان را در صندلی قابل پرتاب در قسمت پشتی داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید