marine

[ایالات متحده]/məˈriːn/
[بریتانیا]/məˈriːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به دریا یا اقیانوس، تولید شده توسط دریا، زندگی در دریا، مربوط به نیروی دریایی
n. یک ملوان، یک سرباز در نیروی دریایی
Word Forms
جمعmarines

عبارات و ترکیب‌ها

marine life

زندگی دریایی

marine biologist

زیست شناس دریایی

marine ecosystem

زیست‌بوم دریایی

marine pollution

آلودگی دریایی

marine conservation

حفاظت از محیط زیست دریایی

marine environment

محیط دریایی

marine engineering

مهندسی دریایی

marine insurance

بیمه دریایی

marine diesel

دیزل دریایی

marine industry

صنعت دریایی

marine biology

زیست‌شناسی دریایی

marine transportation

حمل و نقل دریایی

marine diesel engine

موتور دیزل دریایی

marine traffic

ترافیک دریایی

marine science

علم دریا

marine equipment

تجهیزات دریایی

marine engine

موتور دریایی

marine geology

زمین‌شناسی دریایی

marine mammal

پستاندار دریایی

marine sediments

رسوبات دریایی

marine animal

جانور دریایی

marine organism

آرگانیسم دریایی

marine product

محصولات دریایی

marine transport

حمل و نقل دریایی

جملات نمونه

the interstitial of marine sands.

فضای بین دانه‌های شن‌های دریایی

He is a marine painter.

او یک نقاش دریایی است.

a chordate marine animal

یک حیوان دریایی طنابدار

an estuary dense with marine life.

تنگه ای متراکم با حیات دریایی

freshwater and marine fish.

ماهی‌های آب شیرین و دریایی

a tubicolous marine worm.

یک کرم دریایی لوله ساز

Plankton is at the bottom of the marine food chain.

پلانکتون در پایین‌ترین رده زنجیره غذایی دریایی قرار دارد.

Watts Lake began as a marine inlet.

دریاچه واتز زمانی به عنوان یک خلیج دریایی آغاز شد.

the marine environment is divisible into a number of areas.

محیط زیست دریایی را می توان به تعداد زیادی منطقه تقسیم کرد.

نمونه‌های واقعی

I study marine organisms in their natural environment.

من موجودات دریایی را در محیط طبیعی خود مطالعه می‌کنم.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

They're part of AMO, Air and Marine Operations.

آنها بخشی از AMO، عملیات هوایی و دریایی هستند.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

No one with my father's name was ever a merchant marine.

هیچ‌کس با نام پدر من هرگز یک خدمه دریایی تجاری نبوده است.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2

A mortar shell explosion killed seven marines and injured a half-dozen others.

انفجار یک خمپاره هفت تفنگ‌دار دریایی را کشت و شش نفر دیگر را مجروح کرد.

منبع: AP Listening March 2013 Collection

Her father was a marine. Afterwards, he gave me three of his medals.

پدرش تفنگ‌دار دریایی بود. بعداً سه مدال خود را به من داد.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 1

It was called the revenue marine service.

این سرویس دریایی درآمد نامیده می‌شد.

منبع: CNN Listening Compilation May 2013

Can't decide if I should be a data entry operator or join the marines.

نمی‌توانم تصمیم بگیرم که آیا باید یک اپراتور ورود داده باشم یا به تفنگ‌داران دریایی بپیوندم.

منبع: Desperate Housewives Season 5

The marine corps will carry out live-fire drills.

تفنگ‌داران دریایی تمرینات شلیک زنده را انجام خواهند داد.

منبع: CCTV Observations

James Cook University marine scientist Mark McCormick.

مارک مک‌کرمیک، دانشمند دریایی دانشگاه جیمز کوک.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Compilation July 2016

But marine life has managed to thrive.

اما حیات دریایی توانسته است رشد کند.

منبع: Reader's Digest Anthology

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید