adoptive

[ایالات متحده]/əˈdɒptɪv/
[بریتانیا]/əˈdɑːptɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مرتبط از طریق فرزندخواندگی؛ پذیرفته شده.

عبارات و ترکیب‌ها

adoptive parent

والدین بهداشتی

adoptive child

کودک بهداشتی

adoptive family

خانواده بهداشتی

adoptive father

پدر بهداشتی

جملات نمونه

Her adoptive mother was a housekeeper.

مادرخوانده اش یک نظافتچی بود.

She is under an obligation to her adoptive mother.

او موظف به مراقبت از مادرخوانده اش است.

She is under an obligation to her adoptive father.

او موظف به مراقبت از پدرخوانده اش است.

Raised by adoptive parents,Hill received early encouragement in her musical proclivities.

با بزرگ شدن توسط والدین خوانده، هیل تشویق اولیه در گرایشات موسیقیایی خود دریافت کرد.

her mother had rejected her, and worst of all, her adoptive father turned out to be a cheat and a deceiver.

مادرش او را پس زده بود و در بدترین حالت، پدرخوانده اش یک فریبکار و دروغگو از کار افتاد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید