surrogate

[ایالات متحده]/ˈsʌrəɡət/
[بریتانیا]/ˈsɜːrəɡət/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وکیل؛ اسقف موقت؛ قاضی وراثت
v. به عنوان جانشین عمل کردن؛ (کسی را) به عنوان وکیل خود منصوب کردن
adj. به عنوان جانشین عمل کردن؛ نمایندگی از شخص دیگری.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

surrogate mother

مادر جایگزین

surrogate parent

والد مجاز

surrogate pregnancy

بارداری مجاز

جملات نمونه

The cat acted as a surrogate mum to the chicks.

[ترجمه "The cat acted as a surrogate mum to the chicks." به فارسی]

For some people, reading travel books is a surrogate for actual travel.

برای برخی از افراد، خواندن کتاب‌های سفر جایگزینی برای سفر واقعی است.

wives of MPs are looked on as surrogates for their husbands while the latter are at Westminster.

همسران اعضای پارلمان به عنوان جایگزینی برای شوهرانشان در نظر گرفته می‌شوند در حالی که آنها در وست‌مینستر هستند.

In the 1950s Harlow compared monkeys raised by their mothers with monkeys reared by wire or terrycloth surrogate mothers.

در دهه 1950، هارلو میمون‌هایی را که توسط مادرانشان بزرگ شده بودند با میمون‌هایی که توسط مادران جایگزین سیم یا پارچه تری‌کلوت بزرگ شده بودند مقایسه کرد.

It should be noted that the method for updating multipliers is similar but different to the surrogate subgradient method, which is more robust and stable for accelerating the convergence rate.

توجه داشته باشید که روش به‌روزرسانی ضرب کننده‌ها مشابه اما با روش زیرگرادیان جانشین متفاوت است که برای تسریع نرخ همگرایی قوی‌تر و پایدارتر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید