adorable

[ایالات متحده]/ə'dɔːrəb(ə)l/
[بریتانیا]/ə'dɔrəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شایسته تحسین، زیبا، دلربا

جملات نمونه

an adorable set of twins.

یک مجموعه دوست داشتنی از دوقلوها

I have four adorable Siamese cats.

من چهار گربه سیامی دوست داشتنی دارم.

He is adorable for his devotion to science.

او به دلیل علاقه اش به علم دوست داشتنی است.

(Smiling cutely) An adorable boyfriend with a lot of charms.

(با لبخند زیبا) یک دوست پسر دوست داشتنی با خصوصیات زیاد.

She has an adorable puppy.

او یک توله سگ دوست داشتنی دارد.

The baby's laugh is so adorable!

خنده نوزاد بسیار دوست داشتنی است!

They adopted an adorable kitten from the shelter.

آنها یک بچه گربه دوست داشتنی را از پناهگاه به فرزندی گرفتند.

The toddler wore an adorable outfit to the party.

کودک نوپا لباس دوست داشتنی برای مهمانی پوشید.

The couple took an adorable selfie together.

زوج یک سلفی دوست داشتنی با هم گرفتند.

The little girl had an adorable smile.

دختر کوچولو لبخند دوست داشتنی ای داشت.

The puppy's antics were absolutely adorable.

رفتارهای توله سگ کاملاً دوست داشتنی بود.

The baby's chubby cheeks were so adorable.

گونه های گندمی نوزاد بسیار دوست داشتنی بود.

The kitten's playful behavior was adorable to watch.

رفتار بازیگوشانه بچه گربه برای تماشا کردن دوست داشتنی بود.

The little boy had an adorable giggle.

پسر کوچولو خنده ی دوست داشتنی ای داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید