During my colleagues, there are so many superexcellent ones, trickish ones, adulatory ones, who are doing better than me, and I have fallen to a walk-on.
در میان همکاران من، افراد بسیار عالی، فریبکار، چاپنواز وجود دارند که بهتر از من عمل میکنند و من به یک نقش مهمانسرا تنزل کردهام.
" those who hear a friend is adulatory, judaic painter side face about comes, facing him, rise in the draw the outline of on paper again, often still reach left hand to him, vertical stroke has thumb.
«کسانی که میشنوند یک دوست چاپنواز است، نقاش یهودی در مورد چهره کناری میآید، رو به رو با او، دوباره در کاغذ طرحریزی میکند، اغلب هنوز دست چپ خود را به او میرساند، خط عمودی انگشت شست دارد.»
The adulatory speech by the politician was met with skepticism by the public.
سخنرانی چاپنوازانه سیاستمدار با شک و تردید در بین مردم مواجه شد.
Her adulatory remarks about the celebrity made everyone roll their eyes.
اظهارات چاپنوازانه او در مورد سلبریتی باعث شد همه چشمهایشان را بچرخانند.
The adulatory article praised the artist's talent and creativity.
مقاله چاپنوازانه از استعداد و خلاقیت هنرمند تمجید کرد.
The adulatory fan mail flooded the actor's mailbox.
نامه های چاپنوازانه طرفداران صندوق ورودی بازیگر را پر کرد.
She received adulatory reviews for her latest performance.
او برای آخرین اجرایش نظرات چاپنوازانه دریافت کرد.
The adulatory tone of the speech made it clear the speaker was biased.
لحن چاپنوازانه سخنرانی نشان داد که سخنران مغرض است.
The adulatory behavior of the employee towards the boss was seen as insincere.
رفتار چاپنوازانه کارمند نسبت به رئیس به عنوان غیرصادقانه تلقی شد.
The adulatory comments on social media were seen as attempts to gain favor.
نظرات چاپنوازانه در رسانههای اجتماعی به عنوان تلاشی برای جلب توجه تلقی شد.
His adulatory attitude towards authority figures often got him in trouble.
حرف زدن چاپنوازانه او با چهرههای صاحبقدر اغلب او را در دردسر میانداخت.
The adulatory nature of the article was evident in its overly positive language.
طبیعت چاپنوازانه مقاله در زبان بیش از حد مثبت آن آشکار بود.
Sometimes they crowdfund shows of affection, such as adulatory billboards in New York's Times Square.
گاهی اوقات آنها نمایشهایی از محبت را تامین مالی میکنند، مانند بیلبوردهای تحسینآمیز در میدان تایمز نیویورک. بیشتر اوقات، آنها به سلبریتیها کمک میکنند تا در نمودارهای آنلاین صعود کنند.
منبع: Reading foreign publications for self-studySometimes they crowdfund shows of affection, such as adulatory billboards in New York's Times Square. More often they help celebrities ascend online charts.
گاهی اوقات آنها نمایشهایی از محبت را تامین مالی میکنند، مانند بیلبوردهای تحسینآمیز در میدان تایمز نیویورک. بیشتر اوقات، آنها به سلبریتیها کمک میکنند تا در نمودارهای آنلاین صعود کنند.
منبع: Soren course audioDuring my colleagues, there are so many superexcellent ones, trickish ones, adulatory ones, who are doing better than me, and I have fallen to a walk-on.
در میان همکاران من، افراد بسیار عالی، فریبکار، چاپنواز وجود دارند که بهتر از من عمل میکنند و من به یک نقش مهمانسرا تنزل کردهام.
" those who hear a friend is adulatory, judaic painter side face about comes, facing him, rise in the draw the outline of on paper again, often still reach left hand to him, vertical stroke has thumb.
«کسانی که میشنوند یک دوست چاپنواز است، نقاش یهودی در مورد چهره کناری میآید، رو به رو با او، دوباره در کاغذ طرحریزی میکند، اغلب هنوز دست چپ خود را به او میرساند، خط عمودی انگشت شست دارد.»
The adulatory speech by the politician was met with skepticism by the public.
سخنرانی چاپنوازانه سیاستمدار با شک و تردید در بین مردم مواجه شد.
Her adulatory remarks about the celebrity made everyone roll their eyes.
اظهارات چاپنوازانه او در مورد سلبریتی باعث شد همه چشمهایشان را بچرخانند.
The adulatory article praised the artist's talent and creativity.
مقاله چاپنوازانه از استعداد و خلاقیت هنرمند تمجید کرد.
The adulatory fan mail flooded the actor's mailbox.
نامه های چاپنوازانه طرفداران صندوق ورودی بازیگر را پر کرد.
She received adulatory reviews for her latest performance.
او برای آخرین اجرایش نظرات چاپنوازانه دریافت کرد.
The adulatory tone of the speech made it clear the speaker was biased.
لحن چاپنوازانه سخنرانی نشان داد که سخنران مغرض است.
The adulatory behavior of the employee towards the boss was seen as insincere.
رفتار چاپنوازانه کارمند نسبت به رئیس به عنوان غیرصادقانه تلقی شد.
The adulatory comments on social media were seen as attempts to gain favor.
نظرات چاپنوازانه در رسانههای اجتماعی به عنوان تلاشی برای جلب توجه تلقی شد.
His adulatory attitude towards authority figures often got him in trouble.
حرف زدن چاپنوازانه او با چهرههای صاحبقدر اغلب او را در دردسر میانداخت.
The adulatory nature of the article was evident in its overly positive language.
طبیعت چاپنوازانه مقاله در زبان بیش از حد مثبت آن آشکار بود.
Sometimes they crowdfund shows of affection, such as adulatory billboards in New York's Times Square.
گاهی اوقات آنها نمایشهایی از محبت را تامین مالی میکنند، مانند بیلبوردهای تحسینآمیز در میدان تایمز نیویورک. بیشتر اوقات، آنها به سلبریتیها کمک میکنند تا در نمودارهای آنلاین صعود کنند.
منبع: Reading foreign publications for self-studySometimes they crowdfund shows of affection, such as adulatory billboards in New York's Times Square. More often they help celebrities ascend online charts.
گاهی اوقات آنها نمایشهایی از محبت را تامین مالی میکنند، مانند بیلبوردهای تحسینآمیز در میدان تایمز نیویورک. بیشتر اوقات، آنها به سلبریتیها کمک میکنند تا در نمودارهای آنلاین صعود کنند.
منبع: Soren course audioلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید