fawning

[ایالات متحده]/ˈfɔːnɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfɔːnɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خدمتگزارانه تحسین‌آمیز؛ چاپلوسانه
v. شکل حال استمراری از فوان؛ به دنبال جلب رضایت از طریق چاپلوسی

عبارات و ترکیب‌ها

fawning praise

تعارف های اغراق آمیز

fawning attitude

حرف زدن چاپلوسانه

fawning behavior

رفتار چاپلوسانه

fawning over

چاپلوس کردن

fawning remarks

اظهارات چاپلوسانه

fawning support

حمایت چاپلوسانه

fawning comments

نظرات چاپلوسانه

fawning loyalty

وفاداری چاپلوسانه

fawning flattery

تعارف های چاپلوسانه

fawning gestures

حرکات چاپلوسانه

جملات نمونه

his fawning attitude towards the boss was obvious.

حرف‌های چاپلوسانه‌اش در مورد رئیس کاملاً آشکار بود.

the fawning praises from her colleagues made her uncomfortable.

تمجیدهای چاپلوسانه همکارانش او را ناراحت کرد.

he has a tendency to be fawning when he wants something.

وقتی چیزی می‌خواهد، تمایل دارد چاپلوس باشد.

fawning over the celebrity, fans crowded around her.

در حال چاپلوسی با سلبریتی، طرفداران دور او جمع شدند.

her fawning comments were clearly insincere.

نظرات چاپلوسانه‌اش به وضوح غیرصادقانه بود.

he was criticized for his fawning behavior in meetings.

او به دلیل رفتار چاپلوسانه‌اش در جلسات مورد انتقاد قرار گرفت.

the fawning dog followed its owner everywhere.

سگ چاپلوس همه جا دنبال صاحبش می‌رفت.

she couldn't stand the fawning attention from her peers.

او نمی‌توانست تحمل کند که همکارانش به او چاپلوسی کنند.

his fawning manner made him unpopular among his friends.

رفتار چاپلوسانه‌اش باعث شد که در بین دوستانش محبوب نباشد.

the fawning remarks were meant to win her favor.

این نظرات چاپلوسانه برای جلب توجه او طراحی شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید